علامت آن اين است كه اگر « كلّ » به جاى آن قرار داده شود مجاز در كلام لازم آيد ، مانند : « زيد الرجل » يعنى زيد تمامى صفات مردانگى را داراست و اگر « كلّ » را به جاى « ال » بگذاريم ، مجاز لازم مىآيد ، زيرا مىشود : « زيد كلّ رجل » در حالى كه زيد تمامى مردان حقيقتا نيست .
3 - يا براى دلالت بر تعريف ماهيّت و حقيقت آن اسم مدخول است كه ديگر « كلّ » نه حقيقتا و نه مجازا نمىتواند جايگزين « ال » شود ، و در اين قسم نظر و توجّه به صرف ماهيت آن است و به افراد و صفات آن نظر و توجّهى نيست . مانند آيهء شريفهء :
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
« الأنبياء / 30 » كه مراد از آن ماهيت مشخص و معلوم آب است .
يا حديث امام حسن مجتبى عليه السّلام كه در تعريف پستى و لئامت مىگويند :
( اللوم أن لا تشكر النعمة ) « 1 » يعنى : « پستى يعنى شكر نكردنت نعمت خدا را » .
بعضى از نحويين مثل ابن مالك دربارهء « ال » ماهيّت مىگويند : همانا آن « ال » تعريف است ، زيرا ماهيات و جنس اشياء در اذهان انسانها امور و اشياء معلوم و معهودى هستند ، كه دقيقا بعضى از بعض ديگر متمايزند و قابل اشتباه با يكديگر نيستند و هرگاه متكلّم مىخواهد اشاره به همين معلوميت ماهيت يك شيء كند ، الف و لام براى بيان همين معلوميت و تمايز اين ماهيت از ديگر اجناس و ماهيات مىآورد . بنابراين در تقسيم « ال » عهديه مىگويند : بر دو قسم است : عهد شخصى كه خود سه فرد - ذكرى ، ذهنى و حضورى - دارد و عهد جنسى كه يك فرد دارد و « ال » جنس بر دو قسم است : 1 - استغراق افراد . 2 - استغراق صفات .
متن و الفرق بين المعرّف ب « ال » هذه و بين اسم الجنس النكرة هو الفرق . . .
شرح و فرق بين اسمى كه تعريف گرديده شده به اين « ال » مورد بحث - يعنى « ال »
هامش
( 1 ) - تحف العقول : 168 .