ضمير مناسب آن دو را قرار داد و آيه همان معناى اصلى خود را داشته و از جهت نحوى نيز اشكالى پديد نيايد .
ب : يا اينكه مدخول و مصحوب « ال » نزد متكلّم و مخاطب به واسطهء علم قبلى و تصوّر ذهنى آن دو به آن معلوم مىبوده باشد ، مثل آيهء شريفه :
إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ
« الفتح / 18 » كه هم خداوند كه متكلم و هم مخاطبين مىدانند آن درختى كه در زير آن بيعت واقع شد كدام است ، و آن شجره سمره بود كه در تحت آن بيعت رضوان واقع شد .
ج : يا اينكه مىبوده باشد مدخول آن ، معهود و معلوم نزد متكلّم و مخاطب به جهت حضور آن ، مانند :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
« المائدة / 3 » كه به معناى امروز است و مراد از آن ، روز عيد غدير خم است و در اينجا به جهت اينكه اين آيه در آن روز نازل شده ، حضور آن روز باعث معلوميت « يوم » مىگردد . لذا الف و لام عهد حضور بر آن داخل شده است .
متن و الجنسية : إمّا لاستغراق الأفراد و هي التي . . .
شرح دوّمين نوع از « ال » تعريف « ال » جنسيه است كه خود بر سه قسم است :
1 - يا براى دلالت بر استغراق و شمول جميع افراد مدخول است ، كه ملاك و نشانهء آن اين است كه بتوان كلمهء « كلّ » را حقيقتا به جاى « ال » گذاشت و مجاز نيز لازم نيايد ، مثل آيهء شريفهء :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
« و العصر / 2 و 3 » كه الف و لام « الإنسان » براى استغراق افرادى است و مىتوان كلمهء « كلّ » به جاى آن گذاشت و معنا حقيقتا درست باشد ، و استثناء نيز دليل بر استغراق افرادى آن است زيرا همواره استثناء از كلمات عام مىشود . نام اين قسم در اصطلاح ، « ال » استغراق افراد مىباشد .
2 - يا براى دلالت بر استغراق و شمول جميع صفات مدخول است و