يا هشام تمثّلت الدّنيا للمسيح عليه السّلام في صورة امرأة زرقاء فقال لها : كم تزوّجت ؟
فقالت : كثيرا ، قال : فكلّ طلّقك ؟ قالت : لا بل كلّا قتلت . قال المسيح عليه السّلام : فويح لازواجك الباقين ، كيف لا يعتبرون بالماضين .
يا هشام إنّ ضوء الجسد في عينه ، فإن كان البصر مضيئا استضاء الجسد كلّه . و إنّ ضوء الرّوح العقل ، فإذا كان العبد عاقلا كان عالما بربّه و إذا كان عالما بربّه أبصر دينه . و إن كان جاهلا بربّه لم يقم له دين . و كما لا يقوم الجسد إلّا بالنّفس الحيّة ، فكذلك لا يقوم الدّين إلّا بالنّيّة الصّادقة ، و لا تثبت النّيّة الصّادقة إلّا بالعقل .
يا هشام إنّ الزّرع ينبت في السّهل و لا ينبت في الصّفا . فكذلك الحكمة تعمر في قلب المتواضع و لا تعمر في قلب المتكبّر الجبّار ، لأنّ اللّه جعل التّواضع آلة العقل و
شرح
اى هشام دنيا براى حضرت مسيح عليه السّلام به صورت زنى كبودچشم جلوهگر شد ، مسيح عليه السّلام به دو فرمود : چند تا شوهر كردهاى ؟ پاسخ داد : بسيار ، حضرت پرسيد : همهء آن شوهرها تو را طلاق دادهاند ؟ گفت : نه بلكه همه را كشتهام ، مسيح عليه السّلام فرمود : پس واى به شوهرهاى ماندهات كه چگونه از شوهرهاى گذشتهات پند نمىگيرند .
اى هشام نور بدن در چشم است ، و اگر چشم بينا شد همهء بدن بينا خواهد بود ، نور روح نيز عقل و خرد است ، و هرگاه بندهء خدا عاقل بود نسبت به پروردگار خود آگاه و عالم خواهد بود ، و چون به پروردگار آگاه بود دين و آئين خود را مىبيند ، و اگر نسبت به پروردگار خود نادان بود دينى براى او پابرجا نخواهد ماند ، و همان گونه كه بدن جز به نفس زنده و پابرجا نيست ، دين هم جز به نيّت درست و صادقانه برجا نخواهد ماند ، و نيّت درست و صادق نيز جز به عقل پابرجا نمىماند .
اى هشام زراعت در زمين نرم و هموار مىرويد ، و در روى سنگ سخت و محكم نمىرويد ، همينگونه است حكمت و فرزانگى كه در دل فروتن آباد شود ، ولى در دل شخص متكبّر سركش آباد نشود ، زيرا خداوند تواضع و فروتنى را آلت و ابزار عقل قرار داده و تكبّر را ابزار جهل و