تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
لاحظا ، ليفهم معتبرا ، و يقصّر مزدجرا ؛ حتّى إذا قام اعتداله ، و استوى مثاله ، نفر مستكبرا ، و خبط سادرا ، ماتحا في غرب هواه ، كادحا سعيا لدنياه ، في لذّات طربه ، و بدوات أربه ؛ ثمّ لا يحتسب رزيّة ، و لا يخشع تقيّة ؛ فمات في فتنته غريرا ، و عاش في هفوته يسيرا ، لم يفد عوضا ، و لم يقض مفترضا . دهمته فجعات المنيّة في غبّر جماحه ، و سنن مراحه ، فظلّ سادرا ، و بات ساهرا ، في غمرات الآلام ، و طوارق الأوجاع و الأسقام ، بين أخ شقيق ، و والد شفيق ، و داعية بالويل جزعا ، و لادمة للصّدر قلقا ، و المرء في سكرة ملهثة ، و غمرة كارثة ، و أنّه موجعة ، و جذبة مكربة ، و سوقة متعبة ، ثمّ أدرج في أكفانه مبلسا ، و جذب منقادا سلسا ، ثمّ ألقى على الأعواد رجيع وصب ، و نضو سقم ، تحمله حفدة الولدان ، و حشدة الإخوان ، إلى دار
شرح
كند و عبرت گيرد ، و از بديها بپرهيزد ، تا به حد كمال رسيد و بر پاى خود ايستاد . . . آغاز به تكبر كرد ، رو گردانيد ، و بىپروا در بيراهه گام نهاد . هوا و هوس را از اعماق وجود خود بيرون مىكشد ، و براى به‌دست آوردن خواسته‌هاى دل و لذت بىحساب در دنيا خود را به رنج مىافكند ، هرگز نمىپندارد مصيبتى برايش پيش مىآيد . پرهيز و خشوعى ندارد ، در حال فتنه و فريب به سر مىبرد ، و در دل بدبختيها كمى زندگى كرده ، درحالىكه در برابر آنچه از دست داده بدل و عوضى بدست نياورده و وظايف واجب خود را ترك نموده . هنوز كوشش او در راه هوا و هوس و به دست آوردن آرزوهايش پايان نپذيرفته كه ناراحتيهاى مرگ به او نزديك مىشود ، روزها متحير و شبها در درون دردها و بيماريها تا به صبح بيدار است ، در ميان برادرى غمخوار و پدرى مهربان افتاده و صداى ( همسرش ) به گريه بلند است . ( و همسر يا مادرش ) در كمال اضطراب و ناراحتى به سينه مىكوبد ، اما او در حالت بيهوشى و سكرات مرگ ، و غم و اندوه بسيار ، و نالهء دردناك ، و جان دادن ، و با حالت انتظارى رنج‌آور ، دست به گريبان است ، ( و سرانجام جان مىسپارد ) سپس او را مأيوسانه در كفن مىپيچند و درحالىكه آرام و تسليم است برمىدارند و بر روى چوبهاى تابوت مىافكنند ، خسته و كوفته و لاغر به سفر آخرت كه در پيش دارد مىرود ، دوستان