قدّتهم ، و تطؤون جادّتهم ؟ ! فالقلوب قاسية عن حظّها ، لاهية عن رشدها ، سالكة في غير مضمارها ! كأنّ المعنيّ سواها . و كأنّ الرّشد في إحراز دنياها .
و اعلموا أنّ مجازكم على الصّراط و مزالق دحضه ، و أهاويل زلله ، و تارات أهواله ؛ فاتّقوا اللّه عباد اللّه تقيّة ذي لبّ شغل التّفكّر قلبه . و أنصب الخوف بدنه ، و أسهر التّهجّد غرار نومه ، و أظمأ الرّجاء هواجر يومه . و ظلف الزّهد شهواته ، و أوجف الذّكر بلسانه . و قدّم الخوف لأمانه . و تنكّب المخالج عن وضح السّبيل ، و سلك أقصد المسالك إلى النّهج المطلوب ، و لم تفتله فاتلات الغرور ، و لم تعم عليه مشتبهات الأمور ، ظافرا بفرحة البشرى ، و راحة النّعمى ، في أنعم نومه ، و آمن يومه . و قد عبر معبر العاجلة حميدا ، و قدّم زاد الآجلة سعيدا ، و بادر من وجل ،
شرح
دلها از بهره گرفتن سخت شده ، و از رشد معنوى بازمانده ، و در غير طريق حق راهپيمايى مىكنند ، گويا آنها مقصود نيستند و گويا آنها نجات و رستگارى را در تحصيل دنيا مىدانند .
و اين را بدانيد كه عبور شما از صراط خواهد بود ، گذرگاهى كه عبور از آن خطرناك است ، معبرى كه قدم در آن لرزان مىشود و بارها مىلغزد .
اى بندگان خدا تقواى الهى داشته باشيد ، تقواى صاحب عقلى كه فكر ، قلبش را مشغول ساخته ، و ترس بدنش را خسته كرده شبزندهدارى خواب او را هم از چشمش ربوده ، اميد به رحمت خدا او را به تشنگى روزهء روزهاى گرم واداشته ، زهد در دنيا خواهشهاى نفس را از او گرفته ، به سرعت زبانش به ذكر خدا مىگردد ، براى ايمنى در قيامت ترس از مسؤوليت را پيش فرستاده ، از راههاى ديگر جز راه حق چشم پوشيده ، در بهترين و راستترين راهى سير مىكند كه آن راه مطلوب خدا است .
فريب آنچه انسان را مغرور مىكند و از راه منصرف مىسازد نخورده ، امور مشتبه او را نابينا نساخته ، مژدهء بهشت و زندگى كردن در آسايش و نعمت در بهترين جايگاه و ايمنترين روزها او را خشنود ساخته است .
از گذرگاه زودگذر دنيا با پسنديدهترين طرز گذشته ، توشهء سعادت آخرت را پيش فرستاده ، و از ترس آن روز به عمل صالح مبادرت ورزيده ، ايام زندگى با سرعت مشغول بندگى بوده ، در طلب