أولي الأبصار و الأسماع ، و العافية و المتاع ، هل من مناص أو خلاص ، أو معاذ أو ملاذ ، أو فرار أو محار ! أم لا ؟ « فأنّى تؤفكون ! » أم أين تصرفون ! أم بما ذا تغترّون ! و إنّما حظّ أحدكم من الأرض ، ذات الطّول و العرض ، قيد قدّه ، متعفّرا على خدّه ! الآن عباد اللّه و الخناق مهمل ، و الرّوح مرسل ، في فينة الإرشاد ، و راحة الأجساد ، و باحة الاحتشاد ، و مهل البقيّة ، و أنف المشيّة ، و إنظار التّوبة ، و انفساح الحوبة قبل الضّنك و المضيق ، و الرّوع و الزّهوق ، و قبل قدوم الغائب المنتظر و إخذة العزيز المقتدر . « 1 »
24 - و فيه ايضا و من خطبته عليه السّلام فى التزهيد من الدنيا : نحمده على ما كان ، و نستعينه من أمرنا على ما يكون ، و نسأله المعافاة في الأديان ، كما نسأله المعافاة
شرح
اى دارندگان چشمها ، گوشها ، سلامت و متاع دنيا ! هيچ راه گريز يا خلاص ، و پناهگاه ، و يا فرار ، يا بازگشتى هست ؟ يا نه ؟ به كجا رو كرده و به كدام سو مىرويد ؟ و به چه چيز مغرور مىشويد ؟
تنها بهرهء هركدام شما از زمين به اندازه طول و عرض قامت شما است ؛ درحالىكه گونهها بر خاك ساييده مىشود .
هماكنون اى بندگان خدا ! تا ريسمانهاى مرگ بر گلوى شما نيفتاده ، و روح شما براى بدست آوردن كمالات آزاد است و جسدها راحت ، و در وضعى قرار داريد كه مىتوانيد به كمك يكديگر مشكلات را حل كنيد و هنوز مهلتى داريد ، و جاى تصميم و توبه و بازگشت از گناه باقى مانده ( از فرصت استفاده كنيد ) .
پيش از آنكه در شدت تنگناى وحشت و ترس و اضمحلال و نابودى قرار گيريد ، و پيش از آنكه مرگى كه در انتظار شما است شما را فراگيرد و دست قدرت و تواناى عزيز مقتدر شما را بربايد ( آرى پيش از همهء اينها فرصت را غنيمت شماريد ) .
* * * 24 - و در همان كتاب آمده : از خطبههاى آن حضرت در زهد ورزيدن از دنيا خطبهء زير است :
او را بر نعمتهايى كه عطا فرموده ستايش مىكنيم ، و در كارهاى خود از او استعانت
هامش
( 1 ) - خطبهء 83 .