تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
هذا ما أوصى به علىّ بن أبي طالب أخو محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ابن عمّه و صاحبه : أوّل وصيّتي أنّى أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّدا رسوله و خيرته ، اختاره بعلمه و ارتضاه لخيرته ، و أنّ اللّه باعث من في القبور ، وسائل النّاس عن أعمالهم ، عالم بما فى الصّدور ، ثمّ إنّي اوصيك يا حسن - و كفى بك وصيّا - بما أوصاني به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فإذا كان ذلك يا بنىّ الزم بيتك ، و ابك على خطيئتك ، و لا تكن الدّنيا أكبر همّك ، و أوصيك يا بنيّ بالصّلاة عند وقتها و الزّكاة في أهلها عند محلّها ، و الصّمت عند الشّبهة ، و الاقتصاد ، و العدل في الرّضى و الغضب ، و حسن الجوار ، و
شرح
اين است آنچه بدان وصيت مىكند علىّ بن ابى طالب برادر محمد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و عموزاده و ياورش : وصيت نخست من آن است كه براستى گواهى دهم معبودى جز خداى يكتا نيست و اينكه محمد صلّى اللّه عليه و آله پيامبر و برگزيدهء او است كه او را به علم خود برگزيد و برگزيدنش را پسنديد و براستى كه خداى تعالى كسانى را كه در گورها هستند برانگيزاند و مردم را از كرده‌هاشان بازپرسى كند ، دانا است به آنچه در سينه‌ها است . سپس تو را وصيت و سفارش مىكنم - و همين وصىّ بودن تو را كافى است - بدانچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا بدان وصيّت كرده ، كه چون اين جريان پيش آمد ( و من از دنيا رفتم ) ملازم خانه‌ات باش ، و بر خطاى خود گريه من ، « 1 » و دنيا ( و كارهاى آن ) بيشترين اندوه تو نباشد . و تو را سفارش و وصيت مىكنم به نماز در وقت آن ، و زكات دربارهء آنان كه شايستگى دارند در جاى خود ، و سكوت در امر شبهه‌ناك ، و ميانه‌روى ( در زندگى ) و انجام عدالت در حال خوشنودى و خشم و خوش همسايگى ، و مهمان‌نوازى ، و مهرورزى با گرفتاران و مبتلايان ، و صلهء رحم ، و
هامش
( 1 ) - در توضيح اين جمله بايد گفت : معناى اين سخن امير المؤمنين عليه السّلام اين نيست كه نعوذ باللّه فرزند بزرگوارش امام حسن ( ع ) همانند ماها خطاكار است و پدر بزرگوارش به او دستور گريه بر خطاكاريش را مىدهد ، همان گونه كه به ما دستور استغفار از گناهان و گريه بر خطاكارى را مىدهند ، زيرا پيمبران و ائمه بزرگوار از نظر ما معصوم از گناه و خطا هستند ، بلكه خطا و گناه آنها كه در قرآن و حديث و دعاها نيز نمونه‌هاى فراوانى از آنها ديده مىشود كه خود اقرار به گناه و خطا مىكنند و از خدا آمرزش‌خواهى كرده و بر آنها گريه مىكنند ، همان غفلتهايى است كه در زندگى شبانه‌روزى خود دارند نه گناهان و خطاهايى مانند ما ، و ما شرح اين مطلب را در كتاب چهل حديث ج 2 ، حديث شانزدهم به تفصيل ذكر كرده‌ايم بدانجا مراجعه شود .