3 - فى بحار الانوار عن كتاب العدد : من وصيّة أمير المؤمنين عليه السّلام لولده الحسن عليه السّلام : كيف و أنّى بك يا بنيّ إذا صرت في قوم صبيّهم غاو ، و شابّهم فاتك ، و شيخهم لا يأمر بمعروف و لا ينهى عن منكر ، و عالمهم خبّ موّاه مستحوذ عليه هواه ، متمسّك بعاجل دنياه ، أشدّهم عليك إقبالا يرصدك بالغوايل ، و يطلب الحيلة بالتمنّى ، و يطلب الدّنيا بالاجتهاد ، خوفهم آجل ، و رجاؤهم عاجل ، لا يهابون إلّا من يخافون لسانه و [ لا يكرمون إلّا من ] يرجون نواله ، دينهم الرّبا ، كلّ حقّ عندهم مهجور ، يحبّون من غشّهم و يملّون من داهنهم ، قلوبهم خاوية ، لا يسمعون دعاء ، و لا يجيبون سائلا ، قد استولت عليهم سكرة الغفلة ، إن تركتهم لم يتركوك ، و إن تابعتهم اغتالوك ، إخوان الظّاهر و أعداء السّرائر ، يتصاحبون على غير تقوى ،
شرح
3 - در كتاب بحار الانوار از كتاب عدد مرحوم حلّى ( ره ) روايت كرده كه امير المؤمنين عليه السّلام به فرزندش حسن عليه السّلام اين گونه وصيت و سفارش كرد :
چگونه و در چه وضعى هستى پسرم آنگاه كه در ميان مردمى قرار گيرى كه كودكشان گمراه ، و جوانشان بىپروا و بىباك ، پيرشان امر به معروف و نهى از منكر نكنند .
عالم آنها فريبكار و ظاهرساز ، كه هواى نفس بر او چيره گشته و به دنياى زودگذر آويخته ، كسى كه بيشتر به تو رو كند تباهى تو را بيشتر خواهد ، و به وسيلهء آرزو فريب خواهد ، و دنيا را به وسيلهء اجتهاد طلب كند ، ترسشان زودگذر ولى اميدشان دور و دراز ، هراسى ندارند جز از كسى كه از زبانش مىترسند ، و گرامى ندارند جز كسى را كه از بخشش آرزو و اميد دارند ، آئينشان ربا ( و يا خودنمايى ) است ، و هر حقّى نزدشان مهجور است .
دوست دارند كسى را كه با ايشان دورويى و فريبكارى كند و خسته كنند كسى را كه با ايشان چربزبانى كنند - دلهاشان تهى است ، دعوتى را نشنوند ، و به درخواستكننده پاسخ ندهند ، مستى غفلت و بىخبرى بر آنها مستولى شده ، اگر رهاشان كنى آنها تو را رها نكنند و اگر پيرويشان كنى غافلگيرانه از پايت درآورند ، برادران ظاهرى و دشمنان درونى هستند ، مصاحبت و همنشينى آنها بر غير پايهء تقوا و پرهيزكارى است ، و چون از يكديگر جدا شوند همديگر را سرزنش كنند .