تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
و إيّاك أن تغترّ بما ترى من إخلاد أهل الدّنيا إليها ، و تكالبهم عليها ، فقد نبّأك اللّه عنها ، و نعت لك نفسها ، و تكشّفت لك عن مساويها ، فإنّما أهلها كلاب عاوية ، و سباع ضارية ، يهرّ بعضها بعضا ، و يأكل عزيزها ذليلها ، و يقهر كبيرها صغيرها ، نعم معقّلة ، و أخرى مهملة قد أضلّت عقولها ، و ركبت مجهولها ، سروح عاهة بواد وعث ! ليس لها راع يقيمها ، و لا مسيم يسيمها ، سلكت بهم الدّنيا طريق العمى ، و أخذت بأبصارهم عن منار الهدى ، فتاهوا فى حيرتها و غرقوا فى نعمتها ، و اتّخذوها ربّا ، فلعبت بهم و لعبوا بها ، و نسوا ما وراءها ! رويدا يسفر الظلام ، كأن قد وردت الأظعان ! يوشك من أسرع أن يلحق . « 1 »
شرح
و بترس از اينكه فريب دلبستگى مردم دنيا و حرص و ولع آنها را نسبت به دنيا بخورى كه خداوند تو را از وضع دنيا آگاه ساخته ، و خود دنيا نيز ( با تغيير و تحوّلى كه در آن هست با زبان ) حال خود را براى تو وصف كرده ، و پرده از زشتىهايش برداشته ، كه براستى اهل دنيا سگانى هستند كه بر روى هم بانگ زنند و درندگانى هستند كه طعمهء يكديگر بدرند ، و بر سر همديگر فرياد كشند ، و توانمند ناتوان را بخورد و بزرگ بر كوچك زور گويد . همانند شترانى هستند بسته و رها كه خرد و عقل خود را گم كرده و به بيراهه مىروند ، و چهارپايانى هستند سرگردان در چراگاهى آفت‌زده و در بيابانى ناهموار ، نه چوپانى دارند كه نگاهشان دارد و نه چراننده‌اى كه آنها را بچراند . دنيا آنها را به بيراهه مىبرد ، و ديده‌هايشان را از مشاهدهء نشانه‌هاى هدايت پوشانده ، و در نتيجه در گمراهى خود سرگردان شده و در نعمتهاى زودگذر دنيا غرق گشته و دنيا را معبود خود قرار داده‌اند ، و همين سبب شده تا دنيا آنها را به بازى گرفته و آنها نيز با دنيا بازى كنند ( و به آن سرگرم مشغول گردند ) و ماوراى دنيا را فراموش نمايند . مهلتى تا تاريكىها بر طرف گردد ! گويا هودجها رسيد ! نزديك است شتابنده بپيوندد .
هامش
( 1 ) - اين هر سه از جمله مثلهايى است كه براى بيدار شدن خفتگان در غفلت و دلبستگان به دنياى ناپايدار فرموده ، و ابن ابى الحديد گويد : من اين نامه را براى ابو الفرج محمد بن عباد خواندم ، و او با اينكه مردى جبّار و سنگدل بود ، وقتى به اينجا رسيدم فرياد سختى كشيد و روى زمين افتاد .