تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
نظر كرد پوشيده در كار ( 1 ) مرد * خلل ديد در راى هشيار مرد كه ناگه نظر زى يكى بنده كرد * پريچهر در زير لب خنده كرد دو كس را كه با هم بود جان و هوش ( 2 ) * حكايت‌كنانند و لبها خموش چو ديده به ديدار كردى دلير ، * نگردى چو مستسقى ( 3 ) از دجله سير ملك را گمان بدى ( 4 ) راست شد * ز سودا ( 5 ) بر او خشمگين خواست شد هم از حسن تدبير و راى تمام ، * به آهستگى گفتش اى نيكنام ، ترا من ، خردمند پنداشتم * بر اسرار ملكت امين داشتم گمان بردمت زيرك و هوشمند * ندانستمت خيره و ناپسند چنين مرتفع پايه جاى تو نيست * گناه از من آمد خطاى تو نيست
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . كار مرد : قافيه قرار دادن كار مرد به صورت اضافه در مقابل « هوشيار مرد » به صورت صفت و موصوف ، عيبى است كه گاهى شعرا از آن چشم ميپوشند چنان كه حافظ گويد :صلاح كار كجا و من خراب كجا * به‌بين تفاوت ره از كجاست تا يك جاممكن است هشيار با كسرهء اضافه خوانده شود و بنابراين صورت قرائت ، هشيار مجازا صفت رأى خواهد شد و موصوف و صفت روىهم براى مرد مضاف خواهد بود . هشيار ، هم مىتواند مركب از هوش و يار باشد و هم ممكن است مخفف هوشيوار تلقى شود . ( 2 ) . دو كس را كه با هم بود جان و هوش : هرگاه دو تن با هم پيوند عاطفى پيدا كنند و نفس و خرد آنها بيكديكر علاقمند شود اگر هم به لب خاموش باشند مراتب تعلق و تعشق را باز مىنمايند و سيما و وجنات آنان از شيفتگى به يكديگر حكايت مىكند ممكن است مراد از « جان و هوش » « زندگى و مرگ » باشد . ( 3 ) . مستسقى : اسم فاعل از استسقاء - كسى كه بيمارى تشنگى دارد و هرگز از آب سير نميشود . ( 4 ) . ملك را گمان بدى راست شد : يعنى گمان بد براى پادشاه تحقق يافت . ياء در بدى ياء مصدرى است . ( 5 ) . سودا : معنى اول آن خلطى از اخلاط چهارگانه است كه چون بر مزاج غالب شود ، در صاحب مزاج خشم و غضب قوت گيرد و مأخوذ از سواد به معنى سياهى است . سودا كه در معنى معامله به كار ميرود فارسى است و از اين ريشه نيست .