تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
نظر كن چو سوفار ( 1 ) دارى به شست ، * نه آنگه كه پرتاب كردى ز دست چو يوسف كسى در صلاح و تميز ( 2 ) ، * به چل سال بايد كه گردد عزيز به ايام تا برنيايد بسى ، * نشايد رسيدن به غور ( 3 ) كسى ز هر نوع اخلاق او كشف كرد ، * خردمند و پاكيزه دين بود مرد
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . سوفار : در اينجا بمعنى سوراخ دهان تير است كه بر چلهء كمان بند مىكنند و مراد بيت اين است كه پيش از رها كردن تير از شست ( ابهام ) بايد در عواقب آن انديشيد نه آنگاه كه تير از اختيار بيرون رفته باشد . ( 2 ) . چو يوسف يكى در صلاح و تميز . . . تميز مخفف تمييز است به معنى قوهء تشخيص و كمال عقل . مراد بيت اينست كه يوسف پيغمبر عليه السلام با وجود شايستگى و عفت و خردمندى كه داشت ميبايست چهل سال از عمر او بگذرد تا عزيز مصر گردد و چهل سال داشتن يوسف مأخوذ است از قرآن مجيد :« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً »يعنى چون بكمال قواى عقلانى خود رسيد او را حكم و دانش بخشيديم . در آيهء ديگر از قرآن مجيد مذكور است :« حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً » .با تلفيق اين دو آيه « بلوغ اشد » را با رسيدن به چهل سال مطابقت داده‌اند . در متن تصحيح‌شدهء « علىيف » به يك سال ضبط شده است و چهل سال بعنوان نسخ بدل در پاورقى ياد گرديده و عبارت پاورقى درست‌تر مىنمايد . ( 3 ) . رسيدن به غور كسى : دقت كردن و دريافتن باطن .