چنان سايه گسترده بر عالمى * كه زالى ( 1 ) نينديشد از رستمى
همهوقت ، مردم ز جور زمان ، * بنالند و از گردش آسمان
در ايام عدل تو اى شهريار ، * ندارد شكايت كس از روزگار
به عهد ( 2 ) تو مىبينم آرام خلق * پس از تو ندانم سرانجام خلق
هم از بخت فرخنده فرجام تست * كه تاريخ سعدى در ايام تست
كه تا بر فلك ماه و خورشيد هست ، * درين دفترت ذكر جاويد هست
ملوك ار نكونامى اندوختند ، * ز پيشينگان سيرت آموختند
تو در سيرت پادشاهى خويش ، * سبق ( 3 ) بردى از پادشاهان پيش
سكندر به ديوار رويين و سنگ ، * بكرد از جهان راه يأجوج ( 4 ) تنگ
ترا سد يأجوج كفر ( 5 ) از زر است * نه رويين چو ديوار اسكندر است
زبانآورى كاندرين امن و داد ، * سپاست نگويد ، زبانش مباد
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . زال : به معنى پير است . پدر رستم نيز به مناسبت آنكه از هنگام ولادت مويش سفيد بود زال ناميده شد . در اينجا سعدى زال را معادل با پير ضعيف و رستم را مظهر جوانى بسيار نيرومند و قهرمان قرار داده است .
( 2 ) . به عهد تو . . . : در دوران سلطنت تو مردم را در آسايش مىبينم ، اما نسبت به سر - انجام مردم پس از تو نگرانم اين بيت اشاره دارد ، به وضع زمان شيخ چه در آن عهد همواره فارس در معرض حملهء مغول بود و مردم گرچه در زمان اتابك ابو بكر بن سعد آرامشى داشتند نسبت به آيندهء خود همواره نگران بودند .
( 3 ) . سبق : پيشى در مسابقه ، مقصود اين بيت و بيت پيشين اينست كه پادشاهان پيش از تو سيرت عدالت را از شاهان گذشته فراگرفتهاند ، اما تو در كشوردارى بر همه پيشى گرفتهيى و مقلد پيشينيان خود نيستى و وصول عدالت تو ، شالودهء سيرت پادشاهان آينده است .
( 4 ) . يأجوج : يأجوج كه دو بار از آنان در قرآن مجيد يادى شده ، مردمى خطرناك بودهاند كه به موجب بيان قرآن ، ذو القرنين براى رفع هجوم آنان به اقوام ديگر ، سدى از آهن و روى كشيده است و سد سكندر در ادبيات فارسى معروف است ( ر ك اعلام قرآن مقالهء ذو القرنين و سورهء كهف آيات نود و سوم و نود و چهارم ) .
( 5 ) . يأجوج كفر : مراد پادشاهان مغول است كه اتابكان با پرداخت شمشهاى زر از حملهء آنان به قلمرو پارس پيشگيرى كردهاند .