ولى نظم كردم به نام فلان ( 1 ) ، * مگر باز گويند صاحبدلان ،
كه سعدى كه گوى بلاغت ربود ، * در ايام بو بكر بن سعد بود
سزد گر به دورش بنازم چنان * كه سيد ( 2 ) به دوران نوشينروان
جهانبان دينپرور دادگر ، * نيامد چو بو بكر ( 3 ) بعد از عمر
سر ( 4 ) سرفرازان و تاج مهان * به دوران عدلش بناز ، اى جهان
گر از فتنه آيد كسى در پناه ، * ندارد جز اين كشور آرامگاه
فطوبى ( 5 ) لباب كبيت العتيق * حواليه من كل فج عميق
نديدم چنين گنج و ملك و سرير ( 6 ) ، * كه وقفست بر طفل و برنا ( 7 ) و پير
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . فلان : از كنايات است و در اينجا كنايه است از ابو بكر بن سعد ، اتابك فارس .
( 2 ) . سيد : مراد از سيد ، پيغمبر اكرم است و مصراع اشاره دارد به حديث مشهور كه پيغمبر اكرم فرمود : « ولدت فى زمن الملك العادل » يعنى كسرى ( سرح العيون ) ترجمه :
در زمان پادشاه عادل ( انوشيروان ) زاده شدم .
( 3 ) . بو بكر : مراد از ابو بكر بعد از عمر در اينجا اتابك ابو بكر است و مراد از عمر ، عمر بن الخطاب دومين از خلفاى راشدين است .
( 4 ) . سر سرفرازان : مصراع اول صفت است براى ابو بكر سعد و مصراع دوم جمله - ايست مستقل .
( 5 ) . فطوبى . . . الخ : پس خوش باد درى كه مانند بيت العتيق يعنى خانه كعبه است و اطراف آن از هر راه دور ، زائران اجتماع ميكنند عبارت « بيت العتيق » و همچنين « من كل فج عميق » مقتبس است از سورهء حج آيههاى بيست و نهم و بيست و هفتم . مراد اينست : خوشا اين دربار كه مانند خانه آزاد كعبه است كه از راههاى دور بدين دربار مىآيند ، چنان كه بموجب آيهء قرآنى حضرت ابراهيم مأمور شد ، مردم را براى حج دعوت كند و با دعوت ابراهيم ، پيادگان و سواران بر اشترهاى لاغر به زيارت خانهء كعبه شتافتند « فج » با فتح اول بمعنى راه باريك است و جمع آن « فجاج » بكسر اول است . طوبى اسم تفضيل مؤنث است از اطيب .
( 6 ) . سرير : تخت . جمع آن « سرر با دو ضمه » و « اسرة » .
( 7 ) . برنا : با ضم يا با فتح اول در پهلوى اپرناى بوده مركب از ادات نفى و پيشاوند پر و لفظ ناى به معنى زمان . اين لفظ در اوستا بر كسى اطلاق شده است كه تازه به سن بلوغ رسيده باشد و در فارسى درى بر مطلق جوان اطلاق شده است پرناى به معنى بالغ كامل است و اپرناى به معنى غير بالغ است . در بعضى نسخهها بجاى برنا « درويش » آمده است كه مناسب نمىنمايد .