تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
نيامد برش دردناك از غمى ( 1 ) * كه ننهاد بر خاطرش مرهمى طلبكار خير است و اميدوار * خدايا اميدى كه دارد برآر كله گوشه بر آسمان برين ، ( 2 ) * هنوز از تواضع سرش بر زمين اگر زيردستى بيفتد چه خاست ( 3 ) ؟ * زبردست افتاده ، مرد خداست نه ذكر جميلش نهان ميرود * كه صيت كرم در جهان ميرود چنويى خردمند فرخ ( 4 ) نژاد ( 5 ) ، * ندارد جهان تا جهان است ياد نبينى در ايام او رنجه‌يى ( 6 ) * كه نالد ز بيداد سرپنجه‌يى ( 7 ) كس اين رسم و ترتيب و آيين نديد * فريدون ( 8 ) با آن شكوه ، اين نديد از آن ( 9 ) پيش حق پايگاهش قويست * كه دست ضعيفان به جاهش قويست
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . غمى : در نسخهء فروغى « دردناك غمى » ضبط شده است و اين ضبط درست نيست ، زيرا بنابر آن بايد ياء غمى ياء نسبت باشد و ياء نسبت را با ياء نكره مرهمى قافيه نشايد كرد . ( 2 ) . آسمان برين : عرش اعلى . ( 3 ) . چه خاست : چه مانع دارد چه اشكالى از آن برميخيزد . در نسخهء شوريده « سزاست » ضبط شده و ضبط فروغى بهتر است . مراد اينست : زيردست اگر تواضع كند ، چندان با اهميت تلقى نميشود ، ولى زبردست فروتن و افتاده مرد خدا و از جملهء خاصان درگاه الهى است . ( 4 ) . فرخ : مبارك‌نسب . ريشهء پهلوى فرخ با فتح راء است به معنى مجلل و تابان و نيك‌بخت . صاحب برهان قاطع آن را مركب از فر به معنى زيبا و رخ به معنى روى پنداشته است . ( 5 ) . نژاد : از ريشه پهلوى و اوستائى است . ( 6 ) . رنجه‌يى : رنجيده‌يى - ستم‌كشيده‌يى . ( 7 ) . سرپنجه : زورگر - ستمگر . ( 8 ) . فريدون : پسر آبتين از پادشاهان سلسلهء پيشدادى كه بر ضحاك غالب آمد . بيشتر نام پدر فريدون را به غلط آبتين ضبط كرده‌اند . در بعضى نسخه‌ها بجاى « با آن شكوه » با « با شوكتش » ضبط شده است و عبارت اول مناسبتر است . ( ر ك شرح گلستان ذيل لفظ فريدون ) . ( 9 ) . از آن پيش حق . . . : چون دست مردم ضعيف با توسل به جاه و مقام او قوى و نيرومند است ، وى را در نزد خداوند پايگاهى است بلند .