تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
شبى ( 1 ) برنشست از فلك برگذشت * به تمكين و جاه از ملك درگذشت چنان گرم در تيه ( 2 ) قربت براند * كه بر سدره ( 3 ) جبريل ازو بازماند به دو گفت سالار بيت الحرام ( 4 ) * كه اى حامل ( 5 ) وحى ، برتر خرام ( 6 ) چو در دوستى مخلصم يافتى ( 7 ) ، * عنانم ز صحبت چرا تافتى ؟ بگفتا فراتر مجالم نماند * بماندم كه نيروى بالم نماند
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . بيت اشاره دارد به معراج پيغمبر اكرم كه از ضروريات اسلام است و به عقيدهء اكثر مفسران ، آيهء اول از سوره اسراء و چند آيه از آغاز سورهء نجم اشاره به واقعهء معراج دارد و پيغمبر اكرم ، تا آنجا بالا ميرود كه جبرئيل امين را كه مقرب‌ترين فرشته است امكان پرواز نميماند و مصراع دوم به همين خصوصيت اشاره دارد ( در مذاهب ديگر ، نيز معراج به صورت‌هاى گوناگون وجود دارد و به عقيدهء مسيحيان و مسلمانان حضرت عيسى و « اليسع » زنده در آسمانند . خضر و الياس را هم از جملهء مردانى ميدانند كه هنوز زنده‌اند و ادريس هم از جملهء زندگان مىباشد كه در آسمان بسر مىبرند ( رجوع شود به اعلام قرآن مقالات اليسع - موسى - الياس - ادريس - عيسى ) در آيين زرتشت از معراج ارادى ويراف گفتگو در ميان است . ( 2 ) . تيه : بنابر مشهور ، نام وادى است كه موسى و بنى اسرائيل مدت چهل سال در آن گمشده بودند و اين نام مقتبس است از عبارت« يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ »آيهء بيست و پنجم از سورهء مائده است در اينجا مجازا از نظر وسعت و بىپايانى ، بر جايگاه قرب كامل به حق كه محاط در حيرت است ، اطلاق گرديده و مراد اينست كه حضرت پيغمبر بر اسب براق بنشست و در وادى بىپايان قربت ، توسن براند . ( 3 ) . سدره : بكسر سين سدرة المنتهى ، درختى است در بهشت و در پيشگاه عرش ، نام اين درخت در سورهء نجم آمده است و ميگويند : جبرئيل از سدرة المنتهى ديگر قدرت پرواز نداشت و پيغمبر اكرم از اين مقام برتر رفت و اين امر مبين آنست كه انسان كامل بر مقرب‌ترين فرشتگان مزيت و كرامت دارد . ( 4 ) . بيت الحرام : خانه كعبه است كه داراى حرمت و كرامت است و مراد از سالار بيت الحرام پيغمبر اكرم است . ( 5 ) . حامل وحى : حمل‌كننده وحى ، مراد جبرئيل است كه به همهء پيغمبران و به پيغمبر ما از جانب خدا وحى ميآورده است . ( 6 ) . خرام : فعل امر است از خراميدن . ( 7 ) . پيغمبر به جبرئيل گفت : با آنكه اخلاص و دوستى مرا دريافته‌اى ، چرا از صحبت و همراهى دريغ ميدارى و عنان باز ميتابى و با من پيش نميروى ؟