اگر طالبى ( 1 ) كاين زمين طى كنى ، * نخست اسب بازآمدن پى كنى ( 2 ) ،
تأمل در آيينهء دل ( 3 ) كنى ، * صفائى بتدريج حاصل كنى ،
مگر بويى از عشق ، مستت كند * طلبكار عهد الستت ( 4 ) كند
به پاى طلب ( 5 ) ره بدانجا برى * وز آنجا به بال محبت پرى
بدرّد يقين ( 6 ) پردههاى خيال * نماند سراپرده الا جلال
دگر مركب عقل را پويه ( 7 ) نيست * عنانش بگيرد تحير ( 8 ) كه ايست
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . اگر طالبى : مراد اينست كه هرگاه طالب طى طريق باشى بايد امكان بازگشت براى خود بجا نگذارى ، چون راه طلب كشاننده است و هرگاه سالك يك قدم به عقب بازگردد ، هرچه به كوشش فراهم آورده باشد يكباره از دست مىدهد .
( 2 ) . اسب پى كردن : عبارت است از قطع قسمت نهائى پاى اسب كه موجب منع اسب از حركت مىشود و مراد اينست ، كسى كه بخواهد راه طلب معرفت را طى كند ، بايد به هر جا كه رسيد ، پى اسب خود را قطع كند ، تا امكان بازگشت برايش نباشد .
( 3 ) . تأمل در آيينهء دل : اين بيت اشاره دارد به مرحلهء تجليه و آن زدودن كدورتها از آيينهء دل و تحصيل صفاى باطن است كه بتدريج حاصل مىشود و براى تحصيل آن رياضت و مجاهدت لازم است .
( 4 ) . الست : مقتبس از آيهء صد و هفتاد و دوم سورهء اعراف( أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى ) .« پيش از خلقت انسان ، به ذريهء آدم وحى شد كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند :
آرى . ( الست ) مركب است از همزهء استفهام و « لست » متكلم وحده از ليس . جهان الست را عالم ذر ( به تشديد راء نيز مىخوانند ) و ميگويند : ذريهء آدم در اين جهان به صورت تخمهاى موران ظاهر گرديدهاند .
( 5 ) . طلب : اولين مرحله سلوك است و محبت و عشق دومين مرحلهايست كه سالك بايد بپيمايد .
( 6 ) . يقين : مراد از يقين در اينجا عين اليقين و علم اليقين است كه دو مرحله از مراحل ديدار عرفانى است و در سورهء تكاثر از آن ياد شده و اين دو نوع يقين است كه تخيلات را از ميان ميبرد و سالك را به حقيقت مىرساند تا جائى كه در مقابل خود جز سرا - پردهء جلال الهى چيزى نمىبيند . در بعضى نسخهها بجاى يقين « نفس آمده كه مناسب نمىنمايد » .
( 7 ) . پويه : اسم مصدر از پوئيدن ، بمعنى دو و قدرت دويدن است .
( 8 ) . تحير : يكى از مراحل سلوك است و حيرت ، عنان عقل را ميگيرد و به او فرمان ميدهد كه « بايست » زيرا قطع اين راه با پاى عشق و ارادت ممكن تواند شد . در بعضى نسخهها بجاى ايست « بيست » آمده است كه مخفف فعل امر ايستادن با باء تأكيد است .