چه شبها نشستم در اين سيرگم * كه دهشت گرفت آستينم كه : « قم ( 1 ) »
محيطست ( 2 ) علم ملك بر بسيط * قياس تو بر وى نگردد محيط
نه ادراك در كنه ذاتش رسد * نه فكرت به غور ( 3 ) صفاتش رسد
توان در بلاغت به سحبان ( 4 ) رسيد * نه در كنه بيچون ( 5 ) سبحان ( 6 ) رسيد
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . يعنى بسيارى شبها در اين تأمل و سير نفسانى حيران نشستم ، تا جائى كه كار حيرت به دهشت و اعجاب توأم با ترس كشيد و آن حالت درونى گويى به من ميگفت : « قم » يعنى از جاى برخيز ، تو از حيرت بيرون نتوانى آمد - قم فعل امر حاضر از قام ، يقوم مىباشد . در بعضى نسخهها بجاى « سير » دير بمعنى پرستشگاه راهبان آمده است و بجاى دهشت در بعضى نسخهها حيرت است . دهشت « به فتح اول و سكون دوم » مصدر « مره » است و مصدر اصلى آن دهشت با دو فتحه مىباشد .
( 2 ) . محيط است : يعنى علم خداوند كه پادشاه عالم وجود است بر همه پهنهء جهان احاطه دارد و تو اى نوع انسان كه جزئى بسيار كوچك از اين جهان پهناور هستى ، هرگز بر او و علم او احاطه نتوانى يافت . در اين بيت ، ملك با كسر لام خوانده شود و مراد از آن خدا است . بيت ناظر است به آيهء دويست و پنجاه و چهارم از سورهء بقره« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »ترجمه : « به هيچ چيز از علم او ، جز به آنچه خود خواسته باشد احاطه نمىيابند ، كرسى قدرت او آسمانها و زمين را فرا گرفته است » .
( 3 ) . غور : فرو رفتن در اينجا بمعنى ژرفنا و عمق است و مراد اينست كه ما حقيقت صفات الهى را در نمىيابيم و فقط معانى ظاهرى علم و قدرت براى ما مكشوف است .
( 4 ) . سحبان : از قبيلهء وائل - خطيب معروف عرب كه در فصاحت ضرب المثل است و در نظم و نثر عربى و فارسى به فصاحت او مثل ميزنند . تكرار در سخن او نبوده است . در سال شصت و دوم هجرى وفات يافت . شرح گلستان صفحهء 489 .
( 5 ) . بيچون : خدائى كه مبرا از كيفيت است ، نميتوان گفت كه چگونه است و چون و چرا در كار او نيست ، زيرا افعالش همه از روى حكمت است .
( 6 ) . سبحان : مصدر عربى است ، بمعنى تسبيح و ذكر خدا گفتن و او را از هر نقص و عيب مبرا دانستن ، اما در فارسى سبحان براى ذات حق به عنوان وصف آورده مىشود ، مراد بيت اينست كه انسان ميتواند در فن بلاغت ، خود را به سبحان برساند و در هر فن ، هر كس ميتواند در ميدان مسابقه قدم گذارد و خويش را به پاى سرآمدان فن برساند ، اما هرگز نميتواند به كنه و حقيقت ذات خداوند سبحان كه از هر نقص منزه است برسد .