تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
به طاعات پيران آراسته ، * به صدق جوانان نوخواسته كه ما را در آن ورطهء يك نفس ، * ز ننگ دو گفتن ( 1 ) به فريادرس اميد است از آنان كه طاعت كنند ، * كه بىطاعتان را شفاعت كنند به پاكان ، كز آلايشم دور دار * وگر زلتى ( 2 ) رفت ، معذور دار به پيران پشت از عبادت دو تا ، * ز شرم گنه ديده بر پشت پا ، كه چشمم ز روى سعادت مبند * زبانم به وقت شهادت ( 3 ) مبند چراغ يقينم فرا راه دار * ز بد كردنم دست كوتاه دار بگردان ز ناديدنى ديده‌ام * مده دست ، بر ناپسنديده‌ام من آن ذره‌ام ( 4 ) در هواى تو نيست * وجود و عدم ز احتقارم ( 5 ) يكيست ز خورشيد لطفت ، شعاعى بسم * كه جز در شعاعت نبيند كسم بدى ( 6 ) را نگه كن كه بهتر كس است * گدا را ز شاه التفاتى بس است مرا گر بگيرى به انصاف و داد ، * بنالم كه لطفت نه اين وعده داد خدايا ، به خوارى مران از درم * كه صورت نبندد در ديگرم ور از جهل غايب شدم روز چند ، * كنون آمدم ، در به رويم مبند چه عذر آرم از ننگ تر دامنى ! * مگر عجز پيش آورم كاى غنى ، فقيرم ، به جرم گناهم مگير * غنى را ترحم بود بر فقير چرا بايد از ضعف حالم گريست ؟ * اگر من ضعيفم ، پناهم قويست خدايا ، به غفلت شكستيم عهد * چه زور آورد با قضا دست جهد ؟
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . دو گفتن : دوگونه سخن گفتن يا قائل شدن به ثنويت . ( 2 ) . زلت : ( با فتح اول ) : لغزش . ( 3 ) . شهادت : گواهى دادن به توحيد خدا و رسالت پيغمبر اكرم كلمه « اشهد ان لا إله الا اللّه » را كلمه شهادت گويند و شهادت به وحدانيت حق و رسالت پيغمبر اكرم را شهادتين خوانند . ( 4 ) . من آن ذره‌ام . . . : من ذره‌يى هستم كه در هواى تو و در محبت تو معدومم . ( 5 ) . احتقار : ناچيزى - در بعضى نسخه‌ها « ظلام » ( با فتح اول ) آمده است كه به معنى تاريكى است . ( 6 ) . بدى : ياء در بدى ياء وحدت و نكره است و مراد ، خود شيخ است . اگر به جانب بدكار نظر افكنى او بهترين كس خواهد بود .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 379 | محمد خزائلى