تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
خدايا به عزت ( 1 ) كه خوارم مكن * به ذل ( 2 ) گنه شرمسارم مكن مسلط مكن چون منى بر سرم * ز دست تو ، به گر عقوبت برم به گيتى نباشد بتر زين بدى ، * جفا بردن از دست همچون خودى مرا شرمسارى ز روى تو بس * دگر شرمسارم مكن پيش كس گرم بر سر افتد ز تو سايه‌يى ، * سپهرم بود كمترين پايه‌يى اگر تاج‌بخشى ، سرافراز دم * تو بردار تا كس نيندازدم تنم مىبلرزد چو ياد آورم ، * مناجات شوريده‌يى در حرم كه ميگفت شوريده‌يى دلفگار : * الها ، ببخش و به ذلم مدار همى گفت با حق به زارى بسى : * ميفكن ، كه دستم نگيرد كسى به لطفم بخوان و مران از درم * ندارد بجز آستانت سرم تو دانى كه مسكين و بيچاره‌ايم * فروماندهء نفس اماره‌ايم نمىتازد اين نفس سركش چنان ، * كه عقلش تواند گرفتن عنان كه با نفس و شيطان برآيد به زور ؟ * مصاف پلنگان نيايد ز مور به مردان راهت ، كه راهى بده * وزين دشمنانم پناهى بده خدايا ، به ذات خداونديت ، * به اوصاف بىمثل و ماننديت ( 3 ) ، به لبيك ( 4 ) حجاج بيت الحرام ، * به مدفون ( 5 ) يثرب عليه السلام ، به تكبير ( 6 ) مردان شمشيرزن ، * كه مرد دغا ( 7 ) را شمارند زن ،
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . عزت : ( مضاف و مضاف اليه ) . قسم به عز خودت . ( 2 ) . ذل : ( با ضم اول و تشديد لام ) : خوارى . ( 3 ) . بىمثل و ماننديت : ناظر است به آيه كريمه« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » .آيه 11 از سورهء شورى . ( 4 ) . لبيك : ( كلمه جوابى ) : بلى . لبيك عبارتى است كه حاجيان هنگام طواف بر زبان مىآورند و به نداى الهى جواب ميگويند . عباراتى كه حاجيان احرام پوشيده پيش از ورود به مكه ميگويند چنين است : لبيك ، لبيك ، الهم لبيك ، لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمة لك و الملك لبيك . ( 5 ) . مدفون يثرب : پيغمبر اكرم كه در شهر يثرب ( مدينه طيبه ) مدفون است . ( 6 ) . تكبير : گفتن اللّه اكبر ( جنگجويان مسلمان در هنگام شدت جنگ اللّه اكبر ميگويند ) . ( 7 ) . دغا : دغل ، نادرست - در نسخه « علىيف » وغا بمعنى جنگ ضبط شده است .