تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
خدايا ، مقصر به كار آمديم * تهيدست و اميدوار آمديم

حكايت ( 3 ) [ شنيدم كه مستى ز تاب نبيد . . . . ]

شنيدم كه مستى ز تاب نبيد ( 1 ) ، * به مقصورهء ( 2 ) مسجدى در دويد به ناليد بر آستان كرم : * كه يا رب ، به فردوس اعلى برم مؤذن گريبان گرفتش : كه هين ، * سگ و مسجد اى فارغ از عقل و دين ! چه شايسته كردى كه خواهى بهشت ؟ * نمىزيبدت ناز با روى زشت بگفت اين سخن پير و بگريست مست : * كه مستم ، بدار از من اى خواجه دست عجب دارى از لطف پروردگار ، * كه باشد گنه‌كارى اميدوار ؟ ترا مىنگويم كه عذرم پذير * در توبه باز است و حق دستگير همى شرم دارم ز لطف كريم ، * كه خوانم ( 3 ) گنه ، پيش عفوش ، عظيم كسى را كه پيرى درآرد ز پاى ، * چو دستش نگيرى ، نخيزد ز جاى من آنم ز پاى اندر افتاده پير ، * خدايا ، به فضل ( 4 ) خودم دست‌گير نگويم بزرگى و جاهم ببخش ، * فروماندگى و گناهم به بخش اگر يارى اندك زلل ( 5 ) داندم ، * به نابخردى شهره گرداندنم تو بينا و ما خائف از يكديگر * كه تو پرده‌پوشى و ما پرده‌در برآورده مردم ز بيرون خروش * تو بيننده ( 6 ) در پرده و پرده‌پوش به نادانى ار بندگان سركشند ، * خداوندگاران قلم در كشند اگر جرم بخشى به مقدار جود ، * نماند گنهكارى اندر وجود وگر خشم‌گيرى به قدر گناه ، * به دوزخ فرست و ترازو مخواه گرم دست‌گيرى ، به جايى رسم * وگر بفكنى ، برنگيرد كسم
شرح
( 1 ) . نبيد يا نبيذ : شراب خرما ، جمع آن انبذه . ( 2 ) . مقصوره : جاى امام در نماز جماعت - محراب . ( 3 ) . « كه خوانم گنه پيش عفوش عظيم » : سرمست ميگويد : مرا شرم مىآيد كه گناه خود را در مقابل عفو و بخشايش خدا بزرگ پندارم . . . ناظر است به جمله‌يى از دعاى ماثور : « اللهم ان عظمت ذنوبى فعفوك اعظم . » ( 4 ) . فضل خودم : ضمير « م » در « خودم » مضاف اليه است براى « دست » خدايا به فضل خود دست مرا بگير . ( 5 ) . زلل : لغزش ( 6 ) . تو بيننده در پرده و پرده‌پوش : خدايا تو بيننده‌يى و از نظر ما محجوبى و پوشنده پرده بر عيوبى .