تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
كه مرهم نهادم ( 1 ) نه در خورد ريش * كه در خورد اكرام و انعام خويش كه اين شكر نعمت بجاى آورم * وگر پاى گردد به خدمت سرم فرج يافتم بعد از آن بندها ، * هنوزم بگوشست آن پندها يكى آنكه هرگه كه دست نياز ، * برآرم به درگاه داناى راز ، به ياد آيد آن لعبت‌چينيم * كند خاك در چشم خود بينيم بدانم كه دستى كه برداشتم ، * به نيروى خود بر نيفراشتم نه صاحبدلان ( 2 ) دست برميكشند ، * كه سررشته از غيب در ميكشند در خير باز است و طاعت ، و ليك * نه هركس تواناست بر فعل نيك همين است مانع كه در بارگاه ، * نشايد شدن جز بفرمان شاه كليد قدر نيست در دست كس * تواناى مطلق خدايست و بس پس اى مرد پوينده بر راه راست ، * ترا نيست منت ، خداوند راست چو در غيب ، نيكو نهادت سرشت ، * نيايد ز خوى تو كردار زشت ، ز زنبور كرد اين حلاوت پديد ، * همان كس كه در مار زهر آفريد چو خواهد كه ملك تو ويران كند ، * نخست از تو خلقى پريشان كند وگر باشدش بر تو بخشايشى ، * رساند بخلق از تو آسايشى تكبر مكن بر ره راستى * كه دستت گرفتند و برخاستى سخن سودمند است اگر بشنوى * به مردان رسى گر طريقت ( 3 ) روى مقامى بيابى گرت ره دهند ، * كه برخوان عزت سماطت نهند و ليكن نبايد كه تنها خورى * ز درويش درمانده يادآورى فرستى مگر رحمتى برپيم * كه بركردهء خويش واثق نيم
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . كه مرهم نهادم . . . : بر زخم من بيش از حد معمول مراقبت كردى و زخم را به بهترين وجه مرهم گذاشتى . مقصود آنكه ابو بكر بن سعد ، بيش از آنچه جهت رفع پريشانى و تأثر شيخ لازم بوده به او عنايت فرموده است . ( 2 ) . نه صاحبدلان . . . : عارفان و اصحاب قلوب كه همواره دست دعا و تضرع به درگاه احديت دارند ، از توفيق غيبى بهره‌ورند ، گويى كه از جهان غيب به ايشان ريسمانى پيوسته كه در نتيجهء كشش آن ريسمان ، همواره دست بدرگاه الهى دارند . و عمل ايشان شبيه است به دست برآوردن بت سومنات . ( 3 ) . به مردان . . . : در نسخهء تصحيح‌شدهء علىيف چنين ضبط شده است : « كه گر خاركارى سمن ندروى » .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 356 | محمد خزائلى