تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
به سبابه ( 1 ) دندان پيشين بمال * كه نهى است ( 2 ) در روزه بعد از زوال وز آن پس سه مشت آب بر روى زن * ز رستنگه ( 3 ) موى سر تا ذقن ( 4 ) دگر دستها تا به مرفق بشوى ( 5 ) * ز تسبيح و ذكر آنچه دانى بگوى دگر مسح سر ، بعد از آن غسل ( 6 ) پاى * همين است و ختمش به نام خداى كس از من نداند در اين شيوه به * نبينى كه فرتوت شد پير ده ؟ شنيد اين سخن دهخداى قديم ، * بشوريد و گفت : اى خبيث رجيم . نه مسواك در روزه گفتى خطاست * بنى آدم ( 7 ) مرده خوردن رواست ؟ دهن ( 8 ) گو ز ناگفتنىها نخست ، * بشوى ، آنگه از خوردنيها به شست ، كسى را كه نام آمد اندر ميان ، * به نيكوترين نام و نعتش بخوان چو همواره گويى : كه مردم خرند ، * مبر ظن كه نامت چو مردم برند چنان گوى سيرت به كوى اندرم ، * كه گفتن توانى به روى اندرم
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . سبابه : انگشت دوم دست ( از ريشه سب گرفته شده چه هنگام سب و دشنام دادن معمولا با انگشت دوم به طرف مقابل اشاره ميكنند ) . ( 2 ) . كه نهى است در روزه بعد از زوال : بعد از زوال و فرارسيدن ظهر ، مسواك كردن و انگشت در دهان بردن در زمان روزه برحسب فقه اهل سنت ممنوع است . ( 3 ) . رستنگه : محل روييدن . ( 4 ) . ذقن : زنخدان ، چانه . ( 5 ) . مرفق ( با كسر اول ) : آرنج ، در آيهء قرآنى كه حكم وضو را بيان مىكند « الى المرافق » حد شستن دستها را تعيين كرده ولى دال بر آن نيست كه منتهاى عمل باشد . چه برحسب قواعد علمى بايد اعضاى بدن از بالا به پائين شسته شود . در نسخهء ميرخانى مصراع چنين ضبط شده « دگر دستها را ز مرفق بشوى » اين ضبط ، تصرفى مينمايد . ( 6 ) . غسل ( با فتح اول ) : شستن است و با ضم اول شستشوى تمام بدن است در مواردى كه شرع معين كرده باشد . اهل تسنن پاها را ميشويند زيرا در آيهء قرآنى« وَ أَرْجُلَكُمْ » *به پندار ايشان معطوف است بر « ايديكم » . ما شيعيان همچنان كه سر را مسح ميكنيم پاها را نيز مسح ميكنيم . در مجموعهء اين چند بيت آداب وضو بنابر مذهب اهل تسنن بيان شده است . اهل تسنن مضمضه و استنشاق را از جملهء اعمال وضو ميدانند و روى را سه بار ميشويند و دستها را از سر انگشتان تا مرفق شستشوى ميدهند و پاها را ميشويند . ( 7 ) . بنى آدم مرده خوردن رواست ؟ : اشاره دارد به قسمتى از آيهء 11 از سورهء حجرات كه پس از نهى از غيبت ، تمثيلى دربارهء آن ياد شده است« أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً »آيا هيچيك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد ؟ . ( 8 ) . بيت كمى تعقيد دارد مراد اينست : اى آنكه دهان را از خوردنيها ميشويى ، نخست دهان خود را از ناپاكىها و سخنان زشت و غيبت بشوى .