چو باطل سرايند ، مگمار گوش ( 1 ) * چو بيستر ( 2 ) بينى ، نظر را بپوش
حكايت ( 5 ) [ شنيدم كه در بزم تركان مست . . . . ]
شنيدم كه در بزم تركان مست ، * مريدى دف و چنگ مطرب شكست
چو چنگش ( 3 ) كشيدند حالى به موى ، * غلامان و چون دف زدندش به روى
شب از درد چوگان و سيلى نخفت * دگر روز پيرش به تعليم گفت :
نخواهى كه باشى چو دف روى ريش ، * چو چنگ اى برادر سرانداز پيش
دو كس گرد ديدند و آشوب جنگ * پراكنده ( 4 ) نعلين و پرنده سنگ ،
يكى فتنه ديد از طرف برشكست * يكى در ميان آمد و سرشكست
كسى خوشتر از خويشتندار نيست * كه با خوب و زشت كسش كار نيست
تو را ديده در سر نهادند و گوش ، * دهان جاى گفتار و دل جاى هوش ،
مگر باز دانى نشيب از فراز * نگويى كه اين كوته است آن دراز
اگر گوش دارد خداوند هوش ، * سخنهاى پيرش خوش آيد به گوش
شرح
( 1 ) . چو باطل سرايند . . . : اشاره دارد به آيه كريمه قرآنى از سورهء نسا« وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ »ترجمه : خداوند اين حكم را در كتاب خود نازل ساخته است كه چون بشنويد كسانى به آيات الهى كفر ميورزند و آيات را بسخريه ميگيرند ، با آنها منشينيد تا آنكه به حديثى ديگر پردازند ، اگر به آنان گوش فرا دهيد ، در آن صورت مانند ايشان خواهيد بود . همچنين در صدر سورهء مؤمنون ، يكى از صفات مؤمنان اعراض از لغو شمرده شده است .
( 2 ) . چو بيستر بينى نظر را بپوش : اشاره دارد به آيهء 30 سورهء نور« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ » .بمردان مؤمن بگوى : چشمان خود را ببندند . مراد شيخ اجل اينست كه اگر كسى را بدون ساتر عورت ببينى ، چشم خود را از ديدن او ببند .
( 3 ) . چو چنگش كشيدند حالى به موى : همچنان كه موى چنگ را ميكشند موى مريد را كشيدند .
( 4 ) . پراكنده نعلين و پرنده سنگ : اين مصراع بيان وصف است براى دو تن كه با هم به جنگ و آشوب مبادرت جستهاند . بيت بعدى حال دو تن را معرفى مىكند كه ناظر جنگ بودهاند : يكى از آنها چون فتنه را ميبيند ، كنارهگيرى مىكند و واپس ميايستد .
ديگرى به ميانجيگرى در ميان دو جنگجوى ميآيد و در نتيجه سرش ميشكند .