تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

باب هفتم در عالم تربيت

سخن در صلاح است و تدبير و خوى * نه در اسب و ميدان و چوگان و گوى تو ( 1 ) با دشمن نفس همخانه‌يى ، * چه در بند پيكار بيگانه‌يى ؟ عنان بازپيچان نفس از حرام * به مردى ز رستم گذشتند و سام ( 2 ) تو خود را چو كودك ادب كن به چوب * به گرز گران مغز مردان مكوب كس از چون تو دشمن ندارد غمى ، * كه با خويشتن برنيايى همى وجود تو شهريست پر نيك و بد * تو سلطان و دستور ( 3 ) دانا ، خرد مبادا كه دونان گردن‌فراز ، * در اين شهر گيرند سودا و آز رضا و ورع نيكنامان حر * هوى و هوس رهزن كيسه‌بر چو سلطان عنايت كند با بدان ، * كجا ماند آسايش بخردان ؟ ترا شهوت حرص و كين و حسد ، * چو خون در رگانند ( 4 ) و جان در جسد گر اين دشمنان تربيت يافتند ، * سر از حكم و راى تو برتافتند
شرح
( 1 ) . تو با دشمن نفس همخانه‌يى : اعدى عدوك نفسك التى بين جنبيك ( حديث ) ترجمه : سخت‌ترين دشمن تو نفس تو است كه در ميان دو پهلوى تو است . ( 2 ) . سام : جد رستم و پسر نريمان . ( 3 ) . دستور دانا خرد : ناظر است به تشبيه ارسطو در علم اخلاق براى تشخيص قواى نفس . خواجه نصير الدين طوسى در كتاب اخلاق خود اين تشبيه را متذكر شده است . ( 4 ) . چو خون در رگانند : در بعضى نسخه‌ها « چو پا در ركابند » گرچه اين عبارت از نظر تطبيق تشبيهات مناسب نمينمايد ، لكن ناظر است به تمثيل افلاطون كه خواجه نصير الدين طوسى در اخلاق ناصرى آورده است ، در آن تمثيل روح انسان بمنزله راكب است و تن بمنزله مركب و قوه غضبه بمنزله سگ درنده .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 310 | محمد خزائلى