تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
پسنديده و نغز بايد خصال * كه گاه آيد و گه رود جاه و مال

حكايت ( 14 ) [ شنيدم ز پيران شيرين‌سخن . . . . ]

شنيدم ز پيران شيرين‌سخن ، * كه بود اندرين شهر پيرى كهن ، بسى ديده شاهان و دوران و امر ، * سرآورده عمرى به تاريخ عمرو ( 1 ) درخت ( 2 ) كهن ميوهء تازه داشت * كه شهر از نكويى پرآوازه داشت عجب در زنخدان آن دلفريب ، * كه هرگز ( 3 ) نبودست بر سرو ، سيب ز شوخى و مردم خراشيدنش * فرج ( 4 ) ديد در سر تراشيدنش به موسى ( 5 ) كهن عمر كوته اميد ، * سرش كرد چون دست موسى سپيد ز سر تيزى آن آهنين‌دل كه بود ، * به عيب پريرخ زبان برگشود به مويى كه كرد از نكوييش كم ، * نهادند ( 6 ) حالى سرش در شكم چو چنگ از خجالت سر خوبروى ، * نگونسار و در پيشش افتاد موى يكى را كه خاطر در او رفته بود ، * چو چشمان دلبندش آشفته بود كسى گفت : جور آزمودى و درد * دگر گرد سوداى باطل مگرد ز مهرش بگردان چو پروانه پشت ، * كه مقراض ، شمع جمالش بكشت برآمد خروش از هوادار چست : * كه تر دامنان را بود عهد سست
شرح
( 1 ) . عمرو : مراد عمرو ليث صفارى است . ( 2 ) . درخت كهن ميوه تازه داشت : پير را فرزندى زيبا بود . ( 3 ) . كه هرگز نبوده است بر سرو سيب : تشبيه ضمنى است ، قامت شاهد به سرو و زنخدانش به سيب همانند شده بود . ( 4 ) . فرج ديد در سر تراشيدنش : پير كهن خلاص خود را در آن ديد كه موى سر پسر را بتراشد تا مگر زشت نمايد و غوغا فرو نشيند . ( 5 ) . به موسى كهن عمر كوته اميد : موسى لفظ عربى است به معنى تيغ سلمانى . « دست موسى سپيد » اشاره به يد بيضاء موسى است كه مكرر در قرآن مجيد از آن ياد شده است . يكى از معجزات موسى آن بود كه دست در گريبان ميكرد و نورى سفيد از آن ساطع ميشد . معنى تمام بيت اينست كه پدر آن جوان زيبارو كه عمرى كهن و اميدى كوتاه داشت ، با تيغ سر فرزند خود را تراشيد و از سر او يد بيضاء موسى به وجود آمد . يعنى سرش از موى خالى شد و سفيد مينمود . ( 6 ) . نهادند حالى سرش در شكم : او را سر به زير و سرافكنده ساختند .