نگارندهء ( 1 ) كودك اندر شكم ، * نويسندهء عمر ( 2 ) و روزيست هم
خداوندگارى كه عبدى خريد ، * بدارد ، فكيف ( 3 ) آنكه عبد آفريد !
ترا نيست اين تكيه بر كردگار ، * كه مملوك را بر خداوندگار !
حكايت ( 11 ) [ شنيدى كه در روزگار قديم . . . . ]
شنيدى كه در روزگار قديم ، * شدى سنگ در دست ابدال ( 4 ) ، سيم
نپندارى اين قول ، معقول نيست * چو قانع شدى ، سيم و سنگت يكيست
چو طفل اندرون دارد از حرص ، پاك ، * چه مشتى زرش پيش همت ، چه خاك
خبر ده به درويش سلطانپرست ، * كه سلطان ز درويش ، مسكينتر است
گدا را كند يك درم سيم ، سير * فريدون به ملك عجم نيمسير
نگهبانى ملك و دولت بلاست * گدا پادشاه است و نامش گداست
گدايى كه بر خاطرش بند نيست ، * به از پادشاهى كه خرسند نيست
بخسبند خوش روستايى و جفت ، * به ذوقى كه سلطان در ايوان نخفت
اگر پادشاه است اگر پينهدوز ( 5 ) ، * چو خفتند ، گردد شب هر دو روز
چو سيلاب خواب آمد و هر دو برد ، * چه بر تخت ، سلطان چه در دشت ، كرد
چو بينى توانگر سر از كبر ، مست ، * برو شكر يزدان كن اى تنگدست
ندارى به حمد اللّه آن دسترس ، * كه برخيرد از دستت آزار كس
شرح
( 1 ) . نگارندهء كودك اندر شكم : اشاره است به آيهء 11 از سورهء آل عمران« هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ » .مصراع دوم مسند است براى مصراع اول .
( 2 ) . نويسندهء عمر و روزيست هم : اشاره دارد به آيهء 11 از سورهء فاطر« وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ »ترجمه : آدمى عمر نميكند و از عمرش كاسته نميشود مگر آنكه در كتابى ثبت شده است و همچنين اشاره دارد به آيات عديده « و اللّه رزقكم » .
( 3 ) . فكيف : پس چگونه ؟ ( تركيب عربى است ) .
( 4 ) . ابدال : ( جمع بديل ) : مردان خدا ، صالحان . از اين قصه نظر شيخ اجل نسبت به تأويل افسانهها و داستانهاى عرفانى ظاهر ميگردد .
( 5 ) . پينهدوز : كسى كه كفش را مرمت مىكند . پينه : وصله .