باب ششم در قناعت
خدا را ( 1 ) ندانست و طاعت نكرد ، * كه بر بخت و روزى قناعت نكرد
قناعت ( 2 ) توانگر كند مرد را * خبر كن حريص جهانگرد را
سكونى به دست آور اى بىثبات ، * كه بر سنگ ( 3 ) گردان نرويد نبات
مپرور تن ، از مرد راى و هشى * كه او را چو ميپرورى ميكشى
خردمند مردم ، هنر پرورند * كه تنپروران از هنر لاغرند
كسى سيرت آدمى گوش كرد ، * كه اول سگ ( 4 ) نفس ، خاموش كرد
شرح
( 1 ) . خدا را ندانست و طاعت نكرد : اشاره دارد به آيهء كريمهيى از سورهء ابراهيم« وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » .( 2 ) . قناعت توانگر كند مرد را : اشاره دارد به حديث نبوى « قال اللّه يا ابن آدم ارض بما آتيتك تكن من اغنى الناس » .
ترجمه - خداوند فرمود اى فرزند آدم ، به آنچه كه ترا دادهام راضى باش تا از توانگرترين مردم باشى .
( 3 ) . كه بر سنگ گردان نرويد نبات : گياه روى سنگى كه بغلتد و بگردد نميرويد مصراع اشاره دارد به مفهوم مخالف اين كلمه حكمتآميز « من ثبت نبت » . ترجمه : كسى كه پايدار باشد مانند درخت ريشهدار رشد مىكند و ثمر ميدهد .
( 4 ) . سگ نفس : مراد شيخ نفس اماره است كه آدمى را بجانب بدى ميكشاند .