گرت بيخ اخلاص ( 1 ) در بوم نيست ، * ازين در كسى چون تو محروم نيست
هر آن كافكند تخم بر روى سنگ ، * جوى وقت دخلش نيايد به چنگ
منه آبروى ريا را محل * كه اين آب در زير دارد و حل ( 2 )
چو در خفيه ( 3 ) بد باشى و خاكسار ، * چه سود آب ناموس بر روى كار ؟
به روى و ريا خرقه سهل است دوخت ، * گرش با خدا در توانى فروخت
چه دانند مردم كه در جامه كيست ؟ * نويسنده داند كه در نامه چيست
چه وزن آورد جايى انبان باد ( 4 ) ؟ * كه ميزان عدل است و ديوان داد
مرائى ( 5 ) كه چندين ورع مينمود ، * بديدند و هيچش در انبان نبود
كنند ابره ( 6 ) پاكيزهتر ز آستر ، * كه آن در حجاب است و اين در نظر
بزرگان فراغ ( 7 ) از نظر داشتند ، * از آن ، پرنيان آستر داشتند
ور آوازه خواهى در اقليم فاش ( 8 ) ، * برون حله كن گو درون حشو ( 9 ) باش
به بازى نگفت اين سخن با يزيد : * كه از منكر ( 10 ) ايمنترم كز مريد
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . گرت بيخ اخلاص در بوم نيست : اگر درخت اخلاصت در زمين ريشه نگرفته است .
( 2 ) . وحل : گل و لاى .
( 3 ) . خفيه : پنهانى .
( 4 ) . چه وزن آورد جايى انبان باد : انبان پر از باد وزن اضافى ندارد ، زيرا باد داراى وزن نيست . عمل رياكار مانند اينان پر از باد است .
( 5 ) . مرائى ( اسم فاعل ) : رياكار .
( 6 ) . ابره ( با فتح اول لفظ عربى ) : رويه لباس . مراد بيت اين است : اشخاص رياكار رويهء لباس خود را بهتر از آستر انتخاب ميكنند ، زيرا آستر از ديدهء مردم محجوب است و رويه لباس را همه ميبينند .
( 7 ) . فراغ از نظر داشتند : به نگاه مردم توجه نداشتند و از پندار مردم دربارهء خويش فارغ بودند به همين جهت باطن خود را بهتر از ظاهر ميسازند و از باب تمثيل ميتوان گفت كه آنان بر خلاف رياكاران آستر لباس از پرنيان ميكنند و رويه لباس را از پارچه ساده برمىگزينند .
( 8 ) . فاش : در اينجا قيد است و ممكن است صفت براى « آوازه » گرفته شود . اگر در حقيقت آوازه ميخواهى يا طالب آوازه حقيقى هستى .
( 9 ) . حشو : آنچه در ميان آستر و رويه جامه ميگذارند .
( 10 ) . كه از منكر ايمنترم . . . : از كسانى كه مرا انكار ميكنند و با من دشمنى مى ورزند آسودهترم تا از ارادتمندان ، چه ممكن است مريدان مرا به ريا و غرور افكنند . ممكن است منكر به فتح اول باشد در اين صورت مقصود آن تواند بود كه فعل منكر اگر از كسى صادر شود و مرتكب از آن توبه كند ، ممكن است مورد عفو الهى واقع شود درصورتىكه ريا بر اثر اقبال مريدان نوعى شرك است و شرك مغفور نيست .