تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
پسر چند روزى گرستن ( 1 ) گرفت * دگر با حريفان ( 2 ) نشستن گرفت به خواب اندرش ديد و پرسيد حال : * كه چون رستى از حشر و نشر و سؤال ( 3 ) ؟ بگفت : اى پسر ، قصه بر من مخوان ، * به دوزخ درافتادم از نردبان نكوسيرتى بىتكلف برون ( 4 ) ، * به از نيكنامى خراب اندرون به نزديك من ، شبرو راهزن ، * به از فاسق پارسا پيرهن يكى بر در خلق ، رنج ( 5 ) آزماى ، * چه مزدش دهد در قيامت خداى ! ز « عمرو » اى پسر چشم اجرت مدار * چو در خانه « زيد » باشى به كار نگويم تواند رسيدن بدوست ( 6 ) ، * درين ره جز آن‌كس كه رويش در اوست ره راست رو تا به منزل رسى * تو بر ره نه اى زين قبل ( 7 ) واپسى چو گاوى كه ( 8 ) عصار ، چشمش ببست ، * دوان تا بشب ، شب همانجا كه هست كسى گر بتابد ز محراب روى ، * به كفرش گواهى دهند اهل كوى تو هم پشت بر قبله‌اى در نماز ، * گرت در خدا نيست روى نياز درختى كه بيخش بود برقرار ، * بپرور ، كه روزى ، دهد ميوه بار
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . گرستن : ( مخفف گريستن ) : گريه كردن . ( 2 ) . حريفان : حريف به معنى هم‌پيشه اما در اينجا مراد دوستان عيش و عشرت است جمع حريف مىشود حرفاء . ( 3 ) . سؤال : در اينجا پرسش پس از مرگ دربارهء اعمالى كه در اين جهان انجام شده ، مراد از حشر و نشر و سؤال رويدادهاى پس از مرگ است . ( 4 ) . بىتكلف برون : مراد كسى است كه از تكلفات صوفيانه ظاهرش پيراسته است و فى المثل خرقه در بر ندارد . ( 5 ) . بر در خلق رنج آزماى : كسى كه به درگاه مخلوق ، خود را زحمت ميدهد و اجير مىشود . ( 6 ) . بدوست : به او است . ( 7 ) . زين قبل : از اين جهت . ( 8 ) . چو گاوى كه عصار چشمش ببست : اشاره است به گفتهء حضرت على ( ع ) « المتعبد به غير علم كحمار الطاحونة يدور و لا يبرح من مكانه » . ترجمه : عبادت‌كنندهء بىدانش همچون خر آسياست كه پيرامون خود ميگردد و از جاى خود جدا نميشود .