تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣

حكايت ( 12 ) [ شنيدم كه نابالغى روزه داشت . . . . ]

شنيدم كه نابالغى ( 1 ) روزه داشت * به صد محنت آورد روزى به چاشت به كتابش ( 2 ) آن روز ، سابق ( 3 ) نبرد * بزرگ آمدش طاقت از طفل خرد پدر ديده بوسيد و مادر سرش * فشاندند بادام و زر بر سرش چو بر وى گذر كرد يك نيمه‌روز ، * فتاد اندرو ز آتش معده سوز به دل گفت اگر لقمه چندى خورم ، * چه داند پدر غيب يا مادرم ؟ چو روى پسر در پدر بود و قوم ، * نهان خورد و پيدا بسر برد صوم ( 4 ) كه داند چو دربند حق نيستى ، * اگر بىوضو در نماز ايستى ؟ پس اين پير از آن طفل نادانتر است ، * كه از بهر مردم به طاعت درست كليد در دوزخ است آن نماز ، * كه در چشم ( 5 ) مردم گزارى دراز اگر جز به حق ميرود جاده‌ات ، * در آتش فشانند سجاده‌ات

حكايت ( 13 ) [ رباخوارى از نردبانى فتاد . . . . ]

رباخوارى ( 6 ) از نردبانى فتاد * شنيدم كه هم در نفس ( 7 ) جان بداد
شرح
( 1 ) . نابالغ : كسى كه به بلوغ شرعى نرسيده باشد . سن بلوغ شرعى براى دختران 9 سالگى و براى پسران 15 سالگى است . بلوغ شرعى با بلوغ طبيعى تفاوت دارد : بلوغ شرعى زمان وجوب عبادات شرعى است . ( 2 ) . كتاب : ( با تشديد تاء و ضم اول ) در اينجا به معنى مكتب است و مخفف دار الكتاب مىباشد . معنى اصلى كتاب نويسندگان است و مفرد آن كاتب مىشود . ( 3 ) . سابق : سبق‌دهندهء شاگردان . دستيار استاد مكتب . مراد بيت اين است : چون عبادت و طاعت و روزه داشتن از اين طفل خردسال در نظر دستيار استاد عجيب آمد جهت رعايت حال طفل ، او را آن روز از درس معاف داشت . ( 4 ) . صوم : روزه . ( 5 ) . كه در چشم مردم گزارى دراز : طول دادن نماز در نظر مردم كليد دوزخ است زيرا نمودار ريا است . ( 6 ) . رباخوارى : در يك نسخه سيه‌كار و در نسخه ديگر رباخوار كسى است كه پول قرض ميدهد و برحسب مدت با نرخ معينى منفعت ميگيرد . ربا و بيع ربوى به موجب آيات قرآنى حرام است و در قانون مسيحيت نيز عملى است ناپسند . به نظر ميرسد كه آيه 129 از سورهء آل عمران( لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً )نهى از بالا بودن نرخ باشد و در نتيجه به تأسيس بانكها بر مبناى كارمزد كه موجب پيشگيرى از نزول‌خوارى است ارشاد كرده است . ( 7 ) . در نفس : در دم ، فورا .