تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
گرت صورت حال بد يا نكوست ، * نگارندهء دست تقدير ، اوست در اين ( 1 ) نوعى از شرك پوشيده هست ، * كه زيدم بيازرد و عمروم بخست گرت ديده بخشد خداوند امر ( 2 ) ، * نبينى دگر صورت زيد و عمرو نپندارم ( 3 ) ار بنده دم دركشد ، * خدايش به روزى قلم دركشد جهان‌آفرينت گشايش دهاد ، * كه گروى ببندد كه يا رد گشاد ؟

حكايت ( 11 ) [ شتر بچه با مادر خويش گفت . . . . ]

شتر بچه با مادر خويش گفت : * پس از رفتن آخر زمانى بخفت ( 4 ) بگفت : ار به دست منستى مهار ، * نديدى كسم باركش در قطار خدا ( 5 ) كشتى آنجا كه خواهد برد ، * وگر ناخدا جامه بر تن درد مكن سعديا ديده بر دست كس ، * كه بخشنده ، پروردگار است و بس اگر حق‌پرستى ز درها بست ( 6 ) * كه گروى براند ، نخواند كست گر او تاجدارت كند ، سر برآر * و گرنه سر نااميدى بخار
شرح
( 1 ) . درين نوعى از شرك پوشيده هست : شرك عبارت است از شريك آوردن براى خدا علما گفته‌اند شرك بر دو قسم است : شرك جلى و شرك خفى . اما در نظر شيخ اجل ، كسى كه ضرر و آزارى را كه در مييابد به زيد و عمر و يعنى به افراد خاص نسبت دهد ، ديگران را با خدا انباز ساخته است ، زيرا هيچ سود و زيانى جز از جانب خدا نميرسد . ( 2 ) . خداوند امر : خداوندى كه فرمان به وجود همه موجودات ميدهد . خداوندى كه عالم خلق و امر از اوست . ( الا له الخلق و الامر ) . ( 3 ) . نپندارم ار بنده دم دركشد : گمان ندارم كه اگر بنده ساكت بنشيند و از خدا روزى نخواهد خداوند بر روزيش قلم دركشد . ( 4 ) . بخفت : فعل امر است از خفتن . ( 5 ) . خدا كشتى آنجا كه خواهد برد : گروهى براى قياس گفتار سعدى با گفته‌هاى حماسى فردوسى چنين پنداشته‌اند كه اگر حكيم خراسان ميخواست اين مضمون را به نظم در آورد اين‌گونه ميسرود :« برد كشتى آنجا كه خواهد خدا * وگر جامه بر تن درد ناخدا »( 6 ) . اگر حق‌پرستى ز درها بست : هرگاه پرستنده خدا هستى خداوند بر حق براى تو بس است و ترا از توسل به درهاى ديگران كفايت مىكند . خداپرست واقعى هميشه ميگويد : « حسبى اللّه » .