گدايان بىجامه شب كرده روز ، * معطركنان جامه بر عود سوز ( 1 )
يكى گفت ازينان ملك را نهان : * كه اى حلقه در گوش حكمت ( 2 ) جهان ،
پسنديدگان در بزرگى رسند * ز ما بندگانت چه آمد پسند ( 3 ) ؟
شهنشه ز شادى چو گل برشكفت * بخنديد در روى درويش و گفت :
من آنكس نيم كز غرور و حشم ، * ز بيچارگان روى درهم كشم
تو هم با من از سر بنه خوى زشت * كه ناسازگارى كنى در بهشت
من امروز كردم در صلح باز * تو فردا مكن در به رويم فراز ( 4 )
چنين ره اگر مقبلى ، پيش گير * شرف بايدت ، دست درويش گير
بر از شاخ طوبى ( 5 ) كسى برنداشت ، * كه امروز تخم ارادت نكاشت
ارادت ندارى سعادت مجوى * به چوگان خدمت توان برد گوى
ترا ( 6 ) كى بود چون چراغ التهاب ، * كه از خود پرى همچو قنديل از آب !
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . گدايان بىجامه . . . : مراد بيت چنين است : اين درويشان گدا كه پيش از فراخوانده شدن به درگاه ملك صالح جامه بر تن نداشتند و شب را برهنه تن بسر برده بودند اينك از عطاياى شاهانه جامههاى فاخر بر تن كردهاند و بدن و جامه را با بوى خوش عود كه از عود سوز برميآمد معطر ساختهاند .
( 2 ) . حكمت : فرمانت .
( 3 ) . پسنديدگان در بزرگى . . . : مراد بيت اين است : كسانى كه پسنديده خاطر شاه باشند به مقامات عالى ميرسند ، شاه از ما بندگان چه پسنديده كه چنين مقامى به ما داده است ؟
( 4 ) . من امروز كردم . . . : مقصود بيت اينست : ملك صالح به درويش ميگويد : من امروز با درويشان از در صلح درميآيم تا چنان كه يكى از شما درويشان گفت ، در فرداى قيامت در بهشت را بر روى من نبنديد و با من در بهشت ناسازگارى نكنيد .
( 5 ) . طوبى : نام درختى است در بهشت و معنى عام آن « پاكيزهتر » است ، اسم تفضيل مؤنث است از طيب . لفظ طوبى به معنى عام در قرآن مجيد آمده است« طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ » .( 6 ) . ترا كى بود . . . : مراد بيت چنين است : همچنان كه اگر چراغى را در چراغدان ( قنديل ) پر از آب بگذاريم خاموش مىشود و التهاب و شعلهورى ديگر نخواهد داشت ، تو نيز اگر پر از خودپرستى شوى فاقد نور و روشنى خواهى شد . راجع به قنديل پيش از اين گفتگو شده است .