چو ديدم كه بيچارگى ميخرد ، * نهادم ز سر كبر و راى و خرد
چو سك بر درش بانگ كردم بسى ، * كه مسكينتر از سگ نديدم كسى
چو خواهى كه در قدر و الا رسى ، * ز شيب تواضع ، به بالا رسى ،
درين حضرت آنان گرفتند صدر ، * كه خود را فروتر نهادند قدر
چو سيل اندر آمد به هول و نهيب ، * فتاد از بلندى به سر در نشيب
چو شبنم ( 1 ) بيفتاد مسكين و خرد ، * به مهر آسمانش به عيوق برد
حكايت ( 18 ) [ گروهى برآنند ز اهل سخن . . . . ]
گروهى برآنند ز اهل سخن ، * كه حاتم ( 2 ) اصم بود ، باور مكن
برآمد طنين ( 3 ) مگس بامداد ، * كه در چنبر عنكبوتى فتاد
همه ضعف و خاموشيش كيد بود * مگس قند پنداشتش قيد ( 4 ) بود
نگه كرد شيخ از سر اعتبار : * كه اى پاىبند طمع ، پاىدار
نه هرجا شكر باشد و شهد و قند * كه در گوشهها دام باز ( 5 ) است و بند
شرح
( 1 ) . چو شبنم . . . : مراد اين بيت و بيت پيشين چنين است : چون سيل با شدت و تندى حركت مىكرد ، در نتيجه تندى و تكبرى كه داشت از بلندى به پستى افتاد ، ولى چون شبنم با خوارى و مسكنت از آسمان به زمين افتاد ، آسمان شبنم را بوسيله تابش مهر ( خورشيد ) به صورت بخار درآورد و تا ستاره « عيوق » كه ستاره بسيار مرتفع است بالا برد .
( 2 ) . حاتم : حاتم زاهد يا حاتم اصم ( كر ) ابو عبد اللّه حاتم ملقب به اسم از مشايخ عرفان و از مردم بلخ است متوفى به سال 237 واو غير از حاتم معروف است . ميگويند زنى پيش حاتم جهت پرسش سؤالاتى آمده بود و از آن زن ضمن گفتگو صدايى ناخوش برآمد .
حاتم از آن زمان خود را به كرى زد تا آن زن شرمنده نشود و اين حالت را تا آخر عمر حفظ كرد .
( 3 ) . طنين : در اصطلاح موسيقى كيفيت صوتى ناشى از جنس آلت موسيقى را طنين گويند .
معناى اول آن « صداى مگس » است كه در اينجا مراد مىباشد .
( 4 ) . قيد بود : مسند است براى مسند اليه محذوف كه تار عنكبوت باشد . قيد با قند « جناس خط » دارد .
( 5 ) . دام باز : در نسخه فروغى داميار به معنى دامدار است : صيادى كه دام مىنهد . ولى چون براى مگس داميار نيست ضبط متن صحيحتر مىنمايد .