نباتى ( 1 ) ميان بسته چون نيشكر * برو مشترى از مگس بيشتر
گر او زهر برداشتى فى المثل ، * بخوردندى از دست او چون عسل
گرانى ، نظر كرد در كار او ، * حسد برد بر گرم بازار او
دگر روز شد گرد گيتى دوان ، * عسل بر سر و سركه بر ابروان
بسى گشت فرياد خوان پيش و پس * كه ننشست بر انگبينش ( 2 ) مگس
شبانگه چو نقدش نيامد به دست ، * به دلتنگرويى به كنجى نشست
چو عاصى ( 3 ) ترش كرده روى از وعيد ( 4 ) * چو ابروى زندانيان روز عيد
زنى گفت بازىكنان شوى را : * عسل تلخ باشد ترشروى ( 5 ) را
به دوزخ برد مرد را خوى زشت * كه اخلاق ( 6 ) نيك آمدست از بهشت
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . نباتى : شاهدى به شيرينى همچون نبات .
( 2 ) . كه ننشست بر انگبينش مگس : هيچ مشترى به او مراجعه نكرد حتى مگس كه به عسل عشق ميورزد بواسطه ترشرويى عسلفروش بر انگبين ننشست .
( 3 ) . عاصى : نافرمان و گنهكار - اسم فاعل از عصيان جمع آن عصاة ( با ضم اول ) .
( 4 ) . وعيد : وعدهء بد ، تهديد - اسم مصدر از ابعاد . مراد بيت اين است كه ترشرويى فروشنده عسل مانند تروشرويى گناهكار و نافرمانى بود كه وعدهء عقوبت به او داده باشند .
او مانند زندانى در روز عيد ابرو هم كشيده بود . قيد « در روز عيد » براى آن است كه روز عيد همه مردم نشاط و عشرتى دارند و زندانى در چنين روزى خود را جدا از همه مردم مىبيند و از اينكه وسايل سرور ندارد و از خانواده خود دور است بيشتر ملول و متأثر مىشود .
( 5 ) . ترشروى را : ترشروى را مضاف اليه است براى عسل .
( 6 ) . كه اخلاق نيك آمدست از بهشت : بيت اشاره دارد به حديث شريف منقول از پيغمبر اكرم « عليكم بحسن الخلق فان حسن الخلق فى الجنة لا محالة و اياكم و سوء الخلق فان سوء الخلق فى النار لا محالة » .
ترجمه : خوى نيك را ملازم باشيد چه ناگزير خوى نيك در بهشت است و از خوى بد برحذر باشيد زيرا بيگمان خوى بد در آتش است . حديث ديگر « اكثر ما تلج به امتى الجنة تقوى اللّه و حسن الخلق » بيشترين امرى كه موجب ورود امت من در بهشت مىشود پرهيز از غضب خدا و خوشخويى است ( مشكوة الانوار گردآورده ملا محسن فيض ) .