حريفان خراب از مى لعل رنگ * سر چنگى ( 1 ) از خواب در بر چو چنگ
نبود از نديمان گردنفراز ، * بجز نرگس ( 2 ) آنجا كسى ديده باز ( 3 )
دف و چنگ با يكديگر سازگار * برآورده زير ( 4 ) از ميان نالهزار
بفرمود در هم شكستند خرد * مبدل شد آن عيش صافى به درد ( 5 )
شكستند چنگ و گسستند رود ( 6 ) * به در كرد گوينده از سر سرود
به ميخانه در ، سنگ بردن ( 7 ) زدند * كدو ( 8 ) را نشاندند و گردن زدند
مى لالهگون از بط ( 9 ) سرنگون ، * روان همچنان كز بط كشته خون
خم آبستن ( 10 ) خمر نه ماهه بود * در آن فتنه دختر بينداخت زود
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . سر چنگى از خواب در بر چو چنگ : سر نوازندهء چنگ مانند خود چنگ به روى سينه از شدت خواب خم شده بود . اگر مراد از « چنگى » ستاره زهره باشد ، نيز رواست ، چه زهره از هياهوى مستان به خواب نرفته و به جانب زمين گرايش يافته بود .
( 2 ) . بجز نرگس : بهترين مثال براى استثناء منقطع است يعنى تنها چشم نرگس باز بود و چشم همهء افراد را خواب فرا گرفته بود در نسخهء علىيف بجاى « نرگس » « بربط » آمده كه درست نمىنمايد .
( 3 ) . ديده باز : ( صفت مركب ) : چشم گشوده .
( 4 ) . زير : يكى از سيمهاى چنگ ، صداى نازك . ميان زير و زار « شبه اشتقاق » است .
( 5 ) . درد ( با ضم اول ) : باقيماندهء شراب در ته جام كه قابل نوشيدن نباشد . ممكن است درد ( بفتح اول ) نيز خوانده شود .
( 6 ) . رود : يكى از سازهاى زهى .
( 7 ) . دن ( با فتح اول ) : مخفف « دن » ( با تشديد نون ) به معنى خم بزرگ كه در زمين خمخانه نصب كنند .
( 8 ) . كدو : در اينجا مراد كدويى كه صراحى است و در آن شراب ميريزند .
( 9 ) . سبط : ظرف شراب ( مخفف بط ) ( با تشديد طاء ) در مصراع دوم بط به معنى مرغابى است . مراد اينست كه شراب لعلگون كه به رنگ خون بود از ظرف شكستهء شراب روان گرديد چنان كه گويى مرغابى كشته باشند و خونش روان شود .
( 10 ) . خم آبستن . . . شراب نه ماهه در شكم خم بود و خم به زنى تشبيه شده است كه پس از آبستنى نه ماهه كودك را متولد ميسازد و از شكم بيرون ميدهد . چون انگور را دختر رز مينامند ، از اينرو بجاى كودك لفظ دختر آمده است .