ازين نامورتر محلى مجوى ، * كه خوانند خلقت پسنديده خوى ( 1 )
نه گر چون تويى بر تو كبر آورد ، * بزرگش نبينى به چشم خرد ؟
تو نيز ( 2 ) ار تكبر كنى همچنان ، * نمايى ، كه پيشت تكبركنان
چو استادهاى بر مقامى بلند ، * برافتاده گر هوشمندى ، مخند
بسا ايستاده درآمد ز پاى ، * كه افتادگانش گرفتند جاى
گرفتم كه خود هستى از عيب پاك ، * تعنت مكن بر من عيبناك
يكى حلقهء كعبه دارد به دست * يكى در خراباتى افتاده مست
گر آن را ( 3 ) بخواند ، كه نگذاردش ؟ * ور اين را براند ، كه بازآردش ؟
نه مستظهر است آن به اعمال خويش * نه اين را در توبه بستست پيش
حكايت ( 4 ) [ شنيدستم از راويان كلام . . . . ]
شنيدستم از راويان كلام : * كه در عهد عيسى عليه السلام ،
يكى زندگانى تلف كرده بود * بجهل و ضلالت سر آورده بود
دليرى ( 4 ) سيهنامهء سختدل * ز ناپاكى ، ابليس از وى خجل
به سر برده ايام ، بىحاصلى * نياسوده تا بوده از وى دلى
سرش خالى از عقل و از احتشام * شكم فربه از لقمههاى حرام
به ناراستى دامن آلودهيى * به ناداشتى دوده ( 5 ) اندودهيى
شرح
( 1 ) . پسنديده خوى : مصراع اشاره دارد به اين حديث از پيغمبر اكرم « ان من احبكم الى و اقربكم منى مجلسا يوم القيامه احسنكم اخلاقا » . ترجمه : محبوبترين شما پيش من و نزديكترين شما روز قيامت درهم نشينى با من نيكخوىترين شماست .
( 2 ) . تو نيز ار تكبر كنى همچنان : تو هم اگر تكبر كنى در نظر ديگران مانند متكبران در نظر خودت خواهى شد . تو هم حقير و بىمقدار در چشم ديگران خواهى نمود .
( 3 ) . گر آن را بخواند ، كه نگذاردش ؟ : « آن » اشاره دارد به « افتاده مست » و « اين » اشاره دارد به « كسى كه حلقهء كعبه را در دست گرفته » . مراد اين است كه اگر خداوند مست خراباتى را به جانب خود بخواند چه كسى ميتواند مانع اراده حق بشود و اگر حلقه گيرندهء در كعبه را براند چه كسى ميتواند او را به كعبه بازگرداند ؟
( 4 ) . دلير : در اينجا به معنى بىباك و جسور و جرى و گستاخ بر خدا .
( 5 ) . دوده : خانه . خانواده ، ريشهء پهلوى آن دو تك . معنى ديگر دوده جرمى است -