پس آنان كه در وجد ( 1 ) ، مستغرقند ، * شب و روز در عين حفظ حقند
نگه دارد از تاب آتش خليل ، * چو ( 2 ) تابوت موسى ز غرقاب نيل
چو كودك ( 3 ) به دست شناور بر است ، * نترسد و گر دجله پهناور است
تو بر ( 4 ) روى دريا قدم چون زنى ، * چو مردان ، كه بر خشك ، تر دامنى ؟
ره عقل جز پيچ بر پيچ نيست * بر عارفان جز خدا هيچ نيست
توان گفتن اين با حقايقشناس * ولى خرده گيرند اهل قياس ( 5 ) :
كه پس آسمان و زمين چيستند * بنى آدم و دام و دد كيستند ؟
پسنديده پرسيدى : اى هوشمند ، * بگويم گر آيد جوابت پسند :
كه هامون و دريا و كوه و فلك ، * پرى و آدميزاد و ديو و ملك ،
همه هرچه هستند از آن كمترند ، * كه با هستيش نام هستى برند
عظيم است پيش تو دريا به موج * بلند است خورشيد تابان به اوج ،
ولى اهل صورت كجا پىبرند ، * كه ارباب معنى به ملكى درند ( 6 ) ،
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . وجد : در شرح تعرف آمده است كه وجد در لغت عرب بر چهار معنى است : يافتن گمشده ، توانگر شدن ، غضبناك گرديدن از كار بزرگ ، هر اندوهى كه آن با سوزش و الم باشد ، عرب آن را « وجد » گويد .
( 2 ) . تابوت موسى : اشاره دارد به قصهء حضرت موسى كه مادرش او را پس از تولد در صندوقى گذاشت و به رود نيل افكند و زوجهء فرعون او را از نيل گرفت و پرورش داد .
( 3 ) . چو كودك . . . : وقتى كه طفل در دست و تحت مراقبت مربى شنا باشد ترسى ندارد هرچند دجله پهناور باشد ، زيرا مربى شنا حافظ كودك از غرق شدن مىباشد .
( 4 ) . تو بر روى دريا . . . : مراد بيت اين است : تو كه در خشكى آلوده دامن هستى چگونه ميتوانى مانند سالكان پاكدامن بر روى دريا قدم زنى ؟ ( گذشتن از دريا نخستينبار به نام موسى كليم و بنى اسرائيل هنگام فرار از فرعون در تورات و قرآن مجيد منعكس است ) ر ك - اعلام قرآن ، مقاله موسى .
( 5 ) . توان گفتن . . . : اينگونه مطالب را حقايقشناسان و عارفان درمىيابند اما اهل قياس و كسانى كه به فلسفه و منطق و ادراكات حسى پاىبندند بر اين مطالب خرده و ايراد ميگيرند .
( 6 ) . ولى اهل صورت . . . : اهل ظاهر به حال ارباب معنى پى نمىبرند و نميدانند كه اهل معانى در ملك الهى هستند . در ملك الهى آفتاب كمتر از ذرهايست و هفت دريا كمتر از قطرهيى مىباشد .