تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
گه آسوده در گوشه‌يى خرقه‌دوز * گه آشفته در مجلسى ، خرقه‌سوز ( 1 ) نه سوداى خودشان نه پرواى كس * نه در كنج توحيدشان جاى كس پريشنده ( 2 ) عقل و پراكنده هوش * ز قول نصيحتگر ، آگنده گوش به دريا نخواهد شدن بط غريق * سمندر ( 3 ) چه داند عذاب الحريق ( 4 ) تهىدست ، مردان پرحوصله ، ( 5 ) * بيابان نوردان بىقافله ،
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . خرقه‌سوز : خرقه سوختن رسمى است كه درويشان در هنگام جذبه انجام ميدهند و غالبا اين‌گونه كار در مجالس شور و حال صورت ميپذيرد . گويى خرقه سوزىشان كمال فداكارى و از خودگذشتگى است كه حتى عارف از خرقه خود درميگذرد و به شكرانه نعمتى كه حاصل كرده است خرقه خود را ميسوزاند . خواجه حافظ گويد :ماجرا كم كن و باز آ ، كه مرا مردم چشم * خرقه از سر به درآورد و به شكرانه بسوخت( 2 ) . پريشنده عقل . . . سالكان حق با نصيحت يا ملامت از راه خود بازنميگردند و گوش استماع ندارند . ( 3 ) . سمندر . مخفف سالاماندرerdnamalaSمرغ افسانه‌يى كه به زعم يونانيان در آتش زيست مىكند و در آتش تخم ميگذارد و آن را به صورت مرغى كه سر خود را برگردانده است و شعله از دهان بيرون ميدهد نقش ميكنند ، زبان اين جانور مانند نيزه‌يى از دهان بيرون ميآيد و بر فراز كوره‌يى كه صبر ناميده مىشود قرار دارد اما « سالاماندر » از لحاظ علمى از جمله ذوحياتين ( دوزيستيان ) خشكى است كه چهار پا دارد و قد آن به 25 سانتيمتر ميرسد و در زمينهاى مرطوب و تاريك زندگى مىكند و غذايش از حشرات است . « فرانسواى اول » پادشاه فرانسه نقش خاتمش سمندر افسانه‌يى بود و در زير صورت سمندر نوشته شده بود :tniete'j te sirruon ej( من غذا مىدهم و من خاموش ميكنم ) . بدن سمندر آبى حتى چشمانش اين خصوصيت را دارد كه اگر قسمتى از آن كنده يا بريده شود در مدتى كم به حالت اول و در سلامت كامل بازميگردد . ( 4 ) . حريق : عذاب الحريق اصطلاح قرآنى است و بر عذاب دوزخ اطلاق مىشود ، ولى در اينجا مراد شكنجه در آتش است . ضمنا بايد توجه داشت كه آزمايش در آتش نوعى « اوردالى » بوده است كه در بسيارى از داستانهاى قديم منعكس است . ( 5 ) . حوصله ( با فتح ص ) : چينه‌دان . مجازا پرحوصله بودن و با حوصله بودن بر حلم و بردبارى داشتن اطلاق مىشود .