تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
گروهى عمل دار ( 1 ) عزلت‌نشين ، * قدمهاى خاكى ، دم آتشين ، به يك نعره ، كوهى ز جا بركنند * به يك ناله ، شهرى بهم برزنند چو بادند پنهان و چالاك پوى * چو سنگند ( 2 ) خاموش و تسبيح‌گوى سحرها بگريند چندان كه آب ، * فرو شويد از ديده‌شان كحل ( 3 ) خواب فرس كشته از بسكه شب رانده‌اند ، * سحرگه خروشان كه وامانده‌اند شب و روز در بحر سودا و سوز ، * ندانند ز آشفتگى شب ز روز چنان فتنه ( 4 ) بر حسن صورت ( 5 ) نگار ، * كه با حسن صورت ندارند كار ندادند صاحبدلان دل به پوست * وگر ( 6 ) ابلهى داد ، بىمغز ، اوست مى صرف ( 7 ) وحدت كسى نوش كرد ، * كه دنيا و عقبى فراموش كرد

حكايت ( 1 ) [ شنيدم كه وقتى گدازاده‌يى . . . . ]

شنيدم كه وقتى گدازاده‌يى ، * نظر داشت با پادشاه‌زاده‌يى همى رفت و ميپخت سوداى خام ، * خيالش فرو برده دندان به كام ز ميدانش خالى نبودى چو ميل ( 8 ) ، * همه وقت پهلوى اسبش چو پيل
شرح
( 1 ) . عمل دار : داراى تصرف ولايت . ( 2 ) . چو سنگند خاموش و تسبيح‌گوى : مصراع اشاره دارد به آيه 43 از سوره اسراء :« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »- ترجمه . « هيچ‌چيز وجود ندارد مگر آنكه به حمد خدا تسبيح‌گوى است ولى شما تسبيحش را درنمييابيد » . ( 3 ) . كحل : ( با ضم اول ) : سرمه . ( 4 ) . فتنه : مفتون ، شيدا . ( 5 ) . صورت‌نگار : صفت الهى است ، مقتبس از آيات قرآنى« وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ » .آيه 64 از سوره « مؤمنهُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ » .آيه 6 از سوره آل عمران ( 6 ) . و گر ابلهى : بنابر ضبط فروغى « اگر ابلهى داد بىمغز گوست » يعنى ابلهى كه دل به صورت ظاهر بسپارد هم چون كوس ، ميان تهى و بىمغز است . ( 7 ) . مى صرف : شراب خالص و بىغش . مراد اين است كه توحيد كامل در فراموش كردن دنيا و عقبى و دل سپردن به معشوق واقعى يعنى به ذات خداست . ( 8 ) . ميل : در اينجا نشانه‌يى كه در ميدان چوگان‌بازى براى تعيين مسافات نصب كنند مراد از بيت اينست : گدازاده ملازم شه‌زاده بود و ميدان او را خالى نميگذاشت ، چنان كه در بازى چوگان ، ميل ، ملازم ميدان و در بازى شطرنج اسب همپهلوى فيل است .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 208 | محمد خزائلى