ملامت ( 1 ) كشانند مستان يار * سبكتر برد اشتر مست ، بار
اسيرش نخواهد رهايى ز بند * شكارش نجويد خلاص از كمند
سلاطين ( 2 ) عزلت گدايان حى ، * منازلشناسان گم كرده پى
به سروقتشان خلق ، ره كى برند ؟ * كه چون آب حيوان به ظلمت درند
چو بيت المقدس ( 3 ) درون پرقباب ( 4 ) * رها كرده ديوار بيرون خراب
چو پروانه آتش به خود در زنند * نه چون كرم پيله به خود برتنند
دلارام در بر ، دلارام جوى ، * لب از تشنگى خشك بر طرف جوى
نگويم كه بر آب قادر نيند ، * كه بر شاطى ( 5 ) نيل مستسقيند ( 6 )
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . ملامت كشانند مستان يار : مراد اين است كه قبول ملامت در راه عشق ، از خصال عارفان است كه از لوم لائم نميهراسند ( لا يخافون لومة لائم ) .
( 2 ) . سلاطين عزلت گدايان حى . . . سلاطين عزلت ، درويشان گوشهنشينند و مراد از « حى » خداى حى قيوم است و مصراع اشاره دارد به آيه 15 از سورهء فاطر( أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ ) ،بعضى پنداشتهاند كه « حى » در اينجا به معنى « قبيله » است . در اين صورت ، معنى مصراع چنين مىشود : درويشان گوشهنشين از نظر قبيله و عامه مردم گدايان مينمايند ، با آنكه در عزلت و خلوت براى خويش اورنگ شاهى ميآرايند .
در نسخه فروغى « هى » ضبط شده ، گرچه از نظر قافيه درستتر مينمايد ، از جهت معنى ناتمام است .
( 3 ) . بيت المقدس : معبد يهود است كه بناى آن به دست « داود » آغاز گرديد و به دست « سليمان » انجام پذيرفت و چند بار به وسيله جنگجويان رومى ويران شد و هماكنون در شهر اورشليم مورد توجه يهود و مسيحيان و مسلمانان است و تا سال اول هجرت مسلمانان به سوى همين معبد نماز ميگزاردند .
( 4 ) . قباب ( با كسر اول ) : جمع قبه . در بيت المقدس قبههاى متعدد برپا است ، مراد از ديوار بيرون ، ديوار ندبه است كه در پاى آن ، يهود در مواقعى خاص ميگريند در نسخه « علىيف » بجاى « قباب » آفتاب ضبط شده .
( 5 ) . شاطى ( مخفف شاطئى ) : جمع آن شواطى كنار و ساحل .
( 6 ) . مستسقى : طالب آب فراوان و مبتلى به مرض استسقاء . مراد اين است كه عارفان با بهرهيى كه از فيوض الهى دارند ، هردم عطش بيشترى براى درك فيض نامتناهى در خود احساس ميكنند و با آنكه دلارام در كنار آنها است ، از طلب دلارام باز نمينشينند . مولوى فرمايد :گفت من مستسقيم آبم كشد * گرچه ميدانم همين آبم كشد