كرامت جوانمردى و ناندهيست * مقالات ( 1 ) بيهوده ، طبل تهيست
قيامت كسى بينى اندر بهشت ، * كه معنى طلب كرد و دعوى بهشت
به معنى ( 2 ) توان كرد دعوى درست * دم بىقدم ( 3 ) تكيهگاهيست سست
حكايت ( 16 ) [ شنيدم در ايام حاتم كه بود . . . . ]
شنيدم در ايام حاتم ( 4 ) كه بود ، * به خيل اندرش بادپايى ( 5 ) چو دود ( 6 )
شرح
- بر قبيلهء كوچك قيات كه چنگيز از افراد آن بوده است اطلاق شده و حال آنكه قبيلهء قيات يا قبيلهء تاتار در عشيرهء مغول اشتراك دارد . مراد بيت اينست : پاسبان كه از قبيلهء تتار باشد ، به جهت شغلى كه دارد ناچار است شبزندهدار بماند و چشمش بىخواب باشد و بواسطهء آنكه كافر است ، دلى مرده و خالى از فروغ زندگى واقعى و پرتو دانش دارد . در بعضى نسخهها بجاى « همى » « همين » ضبط شده . اگر جاى بيت ، پيش از اين بود اين ضبط مناسبتر مىنمود . ممكن است هر دو الف در تاتار يا الف اول آن براى بيان حركت فتحه باشد ، مانند : قجر و قاجار و تركمن و تركمان ، چنان كه در برخى كلماتى كه از زبانهاى اروپايى گرفتهايم ، و او را بجاى حركت ضمه به كار مىبريم .
( 1 ) . مقالات : گفتگوها ، در اينجا ادعاها مانند طبل تهى بلند بانگ و خالى ميان است .
( 2 ) . به معنى : به وسيله معنىطلبى و حقيقتخواهى .
( 3 ) . دم بىقدم : مراد از دم بىقدم گفتار بدون كردار است ، عارف بايد دو صفت داشته باشد : يكى آنكه به ياد خالق دم زند ، ديگر آنكه به خدمت خلق قدم بردارد .
( 4 ) . حاتم : حاتم طائى يكى از شاعران جاهليت است كه بدليرى و بخشش معروف بوده است و در سخاوت به او مثل زدهاند . تا اوايل قرن هفتم ميلادى زنده بود و فرزندش « عدى » شاعرى است كه عهد پيغمبر اكرم را نيز دريافته است . نظير قصهيى كه شيخ اجل حكايت مىكند در « عقد الفريد » تأليف ابن عبد ربه به نقل از « نوار » زوجهء حاتم به چشم مىخورد و چنان كه وى گفته است : عزيزترين چيزها در نزد حاتم اسب و سلاح او بوده . در واقعهيى براى نجات كودكان گرسنه همسايه ، اسب خود را ذبح كرده است .
( 5 ) . بادپاى : كنايه از اسب تندرو است كه پايش در سرعت سير همچون باد است .
( 6 ) . چو دود : سياه مانند دود .