تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
به چنگ آر و با ديگران نوش كن * نه بر فضله ديگران گوش كن ( 1 ) بخور تا توانى به بازوى خويش * كه سعيت بود در ترازوى خويش ( 2 ) چو مردان ببر رنج و راحت رسان * مخنث خورد دسترنج كسان بگير اى جوان دست درويش پير * نه خود را بيفكن كه : دستم بگير خدا را بر آن بنده بخشايش است ، * كه خلق از وجودش در آسايش است كرم ورزد آن سر كه مغزى دروست * كه دون همتانند ، بىمغز و پوست كسى نيك بيند به هر دو سراى ، * كه نيكى رساند به خلق خداى

حكايت ( 15 ) [ شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم . . . . ]

شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم ، * شناسا و رهرو در اقصاى روم من و چند سياح صحرانورد ، * برفتيم قاصد ( 3 ) به ديدار مرد سر و چشم هريك ببوسيد و دست * به تمكين و عزت نشاند و نشست زرش ديدم ( 4 ) و زرع شاگرد و رخت * ولى بىمروت ( 5 ) چو بيبر درخت به لطف و سخن ، گرمرو مرد بود ( 6 ) * ولى ديگدانش عجب سرد بود
شرح
( 1 ) . گوش كن : منتظر باش . گوش كردن علاوه بر شنيدن با توجه ، به معنى نگاه داشتن و منتظر بودن و نگهبانى كردن و محافظت هم آمده است . مراد مصراع اينست كه منتظر زيادى غذا و نيمخوردهء ديگران مباش . ( 2 ) . اشاره است به آيه‌يى از سورهء نجم« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى »از رنج دست و بازوى خود بخور تا همچنان كه نتيجه سعى هركس در آخرت در ترازنامه و ميزان اعمال خودش ثبت مىشود در اين جهان هم نتيجه سعى خودت در ترازويت باشد . ناظر است به حديث نبوى « افضل ما ياكل الرجل من عمل يده » ترجمه : « بهترين و فاضلترين چيزى كه هر مرد مىخورد ، چيزى است كه از كار دست خودش به حاصل آمده باشد » ( 3 ) . قاصد : قصدكننده . ( 4 ) . زرش ديدم . . . : اين بيت در متن علىيف ضبط نشده . ( 5 ) . ولى بىمروت . . . : در متن علىيف مصراع چنين است : « ولى بىمروت چو شاخ كبست » كبست حنظل ، هندوانه ابو جهل است كه بسيار تلخ و زهرآگين است . ( 6 ) . گر مرو مرد بود . . . : مردى بود كه به گرمى و با روى خوش و سخنهاى نيكو پذيراى مردم ميشد ولى هرگز زير ديگدانش آتشى روشن نميشد ، كنايه از آنكه خسيس -