به دنيا توانى كه عقبى خرى * بخر ، جان من ، ورنه حسرت برى ( 1 )
چنان خورد و بخشيد كاهل نظر ، * نديدند از آن عين ( 2 ) با او اثر
به آزادمردى ستودش كسى ، * كه در راه حق سعى كردى بسى
جوابش نگر تا چه مردانه گفت : * كه چندين ستايش چه گويى به خفت
همى گفت سر در گريبان خجل ، * چه كردم كه بر آن توان بست دل ؟
اميدى كه دارم به فضل خداست * كه بر سعى خود تكيه كردن ( 3 ) خطاست ( 4 )
طريقت همين است كاهل يقين ، * نكوكار بودند و تقصير بين ( 5 )
مشايخ همه شب دعا خواندهاند * سحرگاه سجاده افشاندهاند
مقامات مردان به مردى شنو * نه از سعدى ، از « سهروردى » ( 6 ) شنو
حكايت ( 5 ) [ مرا شيخ داناى مرشد شهاب . . . . ]
مرا شيخ داناى مرشد شهاب ، * دو اندرز فرمود بر روى ( 7 ) آب :
يكى آنكه در جمع ، بدبين مباش * دوم آنكه در نفس ، خودبين مباش
شنيدم كه بگريستى شيخ ، زار * چو برخواندى آيات اصحاب نار ( 8 )
شرح
( 1 ) . برى : در متن علىيف « خورى » آمده است .
( 2 ) . عين : در اينجا زر و سيم است و ممكن است موجود عينى مراد باشد و از اينروى با « اثر » مقابل افتاده است . بقسمى مال خود را بخشيد كه صاحبنظران از اعيان مال او اثرى نديدند ، يعنى همهء اموالش را بذل كرد .
( 3 ) . كه بر سعى خود تكيه كردن خطاست : ناظر است به اين حديث « ضل سعى من استعان به غير اللّه » .
( 4 ) . چهار بيت اخير در متن علىيف ضبط نشده و در پاورقى آمده است .
( 5 ) . تقصير بين : بيننده به تقصير خود و اقراركنندهء به آن چنان كه پيغمبر فرمود :
« ما عبدناك حق عبادتك » .
( 6 ) . سهروردى : شيخ شهاب الدين عمر بن حفص ، عارف معروف كه مرشد سعدى بوده است . سهروردى منسوب است به سهرورد كه در نزديكى زنجان است . اين قطعه در متن تصحيح شدهء علىيف در اين موضع ضبط نشده است .
( 7 ) . بر روى آب : در دريا .
( 8 ) . آيات اصحاب نار : آياتى كه دربارهء دوزخيان است .