تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
برو تا ز خوانت ( 1 ) نصيبى دهند * كه فرزند كانت ( 2 ) نظر بر رهند بگفتا : بود مطبخ امروز سرد ، * كه سلطان به شب نيت روزه كرد زن از نااميدى سر انداخت پيش * هميگفت با خود ، دل از فاقه ريش : كه سلطان ازين روزه ، گويى چه خواست ؟ * كه افطار ( 3 ) او عيد طفلان ماست خورنده كه خيرش برآيد ز دست ، * به از صائم الدهر ( 4 ) دنياپرست مسلم ( 5 ) كسى را بود روزه داشت * كه درمانده‌يى را دهد نان چاشت ، و گرنه چه لازم كه سعيى برى * ز خود بازگيرى و هم خود خورى خيالات ( 6 ) نادان خلوت‌نشين ، * بهم بركند عاقبت كفر و دين صفايى است در آب و آيينه نيز ، * و ليكن صفا ( 7 ) را ببايد تميز
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . ز خوانت : از سفرهء سلطان براى تو نصيبى باشد . ( 2 ) . فرزندكان : « كاف » در فرزندكان علامت تصغير و تعزيز است . يعنى فرزندان كوچك و گراميت . ( 3 ) . كه افطار او عيد . . . : افطار ، روزه شكستن است و بر اولين غذايى كه روزه‌دار مىخورد ، نيز اطلاق مىشود . مراد اين است كه روزه خوردن پادشاه براى كودكان ما عيد است . ( 4 ) . صائم الدهر : كسى كه روزهء دائم داشته باشد . صائم اسم فاعل است از صوم و صيام . ( 5 ) . مسلم كسى را بود . . . : روزه داشتن براى كسى بىعيب است كه از طرف او براى درمانده‌يى نان چاشت ( حد اقل ، صبحانه‌يى ) آماده شود . ( 6 ) . خيالات نادان . . . : اين بيت در نسخه شوريده نيست و همچنين اين بيت و بيت بعدى در متن علىيف ضبط نشده است . مراد اين است : كسى كه به كنارى نشسته و از مردم بىخبر است پيش خود خيالاتى دارد كه با واقع مطابقت نميكند . بعضى كارها كفر و بيدينى است و عكس اين حالت نيز ممكن است . ( 7 ) . و ليكن صفا را : صفا و پاكى آنگاه ارزنده است كه با عقل و تميز همراه باشد . عاميان پاكدل بسا است كه صفا دارند ، لكن صفايشان از جنس صفاى آب و آيينه است كه در جهان عرفان ارجى ندارد .