نعم ( 1 ) گفت و برجست و برداشت گام * كه دانست خلقش ( 2 ) عليه السلام
رقيبان ( 3 ) مهمانسراى خليل ، * به عزت نشاندند پير ذليل
به فرمود ، ترتيب كردند خوان * نشستند بر هر طرف همگنان
چو بسم اللّه ( 4 ) آغاز كردند جمع ، * نيامد ز پيرش حديثى بسمع
چنين گفتش : اى پير ديرينه زوز ، * چو پيران نمىبينمت صدق و سوز !
نه شرط است وقتىكه روزى خورى ، * كه نام خداوند روزى برى ؟
به گفتا نگيرم طريقى به دست * كه نشنيدم از پير آذرپرست
بدانست پيغمبر نيكفال ، * كه گبر است ( 5 ) پير تبه بوده حال
به خوارى براندش چو بيگانه ديد * كه منكر بود پيش پاكان ، پليد
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . نعم : ( حرف جواب عربى ) : بلى - آرى - قبول دارم .
( 2 ) . خلقش : ضمير « ش » در « خلقش » راجع است به حضرت ابراهيم ، عليه السلام عنوان تعظيمى دارد .
( 3 ) . رقيبان : مراقبان . در آخر اين بيت در بعضى نسخهها « دليل » آمده بمعنى راهنما ، ولى چندان مناسب نيست .
( 4 ) . بسم اللّه : به نام خدا . برحسب سنت اسلامى ، مستحب است در آغاز هر كار و منجمله در شروع خوردن بسم اللّه بر زبان آورند .
( 5 ) . گبر : از باب اهانت بر زرتشتيان پس از اسلام اطلاق شده و مأخوذ از « گوره » به معنى تعظيم در برابر پادشاهان است و چون زرتشتيان كه مردمى يادگار ايران باستانند ، قوى جثه بودهاند ، گبر در معنى درشت و بزرگ به كار رفته چنان كه آجر گبرى بر آجر بزرگ و ستبر اطلاق مىشود . زرتشتيان را مجوس نيز مينامند كه مفردش مجوسى است و مجوس مأخوذ از « مغ » است و باeuqigaMوegaMهمريشه است و بعضى از علماى اسلامى و مورخان خواستهاند زردشت را بر ابراهيم منطبق سازند و گبريان را امت ابراهيم پنداشتهاند ، اما بايد دانست كه شيخ اجل در اينجا اشتباهى كرده است ، گبرها كه پيروان زرتشت هستند ، منكر خدا نيستند و زمزمه گفتن به هنگام دست بردن به غذا و پس از فراغ از غذا شيوه آنان بوده است . شايد مراد استاد از گبر ، آتشپرست غير زردشتى باشد انتخاب آذرپرست بجاى آتش پرست در بيت پيشين بدان جهت بوده كه آذر با آزر پدر ابراهيم ( به زعم بعضى عموى ابراهيم ) شبه جناس داشته باشد .