تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مخنث به از مرد شمشيرزن ، * كه روز وغا ( 1 ) سر بپيچد ( 2 ) چو زن چه خوش گفت گرگين ( 3 ) به فرزند خويش ، * چو قربان ( 4 ) پيكار بربست و كيش : ( 5 ) اگر چون زنان ( 6 ) جست خواهى گريز ، * مرو ، آب مردان جنگى مريز سوارى كه در جنگ بنمود پشت ، * نه خود را كه نام‌آوران را بكشت شجاعت نبايد مگر ز آن دو يار ، * كه افتند در حلقهء كارزار دو همجنس همسفرهء همزبان ، * بكوشند در قلب هيجا به جان ( 7 ) كه ننگ آيدش رفتن از پيش تير ، * برادر به چنگال دشمن اسير چو بينى كه ياران نباشند يار ، * هزيمت ز ميدان ، غنيمت شمار دو تن‌پرور اى شاه كشورگشاى ، * يكى اهل رزم و يكى اهل راى ز نام‌آوران گوى دولت برند ، * كه دانا و شمشيرزن پرورند هر آنكو قلم را نورزيد ( 8 ) و تيغ ، * برو گر بميرد مگو : اى دريغ ( 9 )
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . وغا : ( با كسر اول لفظ عربى ) به معنى جنگ . ( 2 ) . : سر بپيچد : از عبارت « سر بپيچد » يك‌بار دو معنى اراده شده . يكى امتناع و ديگر پيچيدن و نهفته داشتن سر يعنى هم سرپيچى مىكند و هم مانند زن سر و روى ميپيچد و خود را پنهان و ناپديد مىسازد . ( 3 ) . گرگين : گرگين پسر ميلاد . ميلاد شايد محرف « مهرداد ، پادشاه اشكانى باشد » گرگين نام پهلوان افسانه‌يى ايران است . ( 4 ) . قربان : ( با كسر اول ) جعبهء كمان . ( 5 ) . كيش : تير دان . تيركش و تركش ازين ريشه است . ( 6 ) . اگر مانند زنان ، در جستجوى راه گريز باشى ، به جنگ مرو و آبروى مردان مريز . ( 7 ) . مراد بيت آنست كه سپاهيان بايد ، دو به دو رفاقت و برادرى داشته باشند و با هم به كارزار روند ، زيرا در اين صورت ، هر دو با جد تمام مىكوشند ، زيرا هر كدام به آن راضى نمىشود كه برادرش اسير ماند و خود از پيش شمشير و تير فرار گزيند . ( 8 ) . ورزيدن : در اينجا به معنى كار كردن تا حدى كه به آن خو گيرند . ( 9 ) . حاصل دو بيت پيش ، توصيهء پادشاه به پرورش اهل رزم و اهل فكر و قلم است . در اين بيت ، سعدى به اين نكته نظر دارد كه دو شغل داراى ارزش و اهميت است يكى شغل قلم و ديگر شغل شمشير بر مرگ كسى كه يكى از اين دو شغل را نورزد ، نبايد دريغ و افسوس خورد .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 152 | محمد خزائلى