تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
كه گردد درونش به كين تو ريش ، * چو ياد آيدش مهر پيوند خويش بدانديش ( 1 ) را لفظ شيرين مبين * كه ممكن بود زهر در انگبين كسى ( 2 ) جان از آسيب دشمن ببرد ، * كه مر دوستان را به دشمن شمرد نگهدارد آن شوخ ( 3 ) در كيسه در ، * كه بيند همه خلق را كيسه بر سپاهى كه عاصى شود بر امير ، * ورا تا توانى به خدمت مگير ندانست سالار خود را سپاس * ترا هم نداند ، ز غدرش هراس ( 4 ) به سوگند ( 5 ) و عهد ، استوارش مدار ، * نگهبان پنهان برو برگمار نوآموز ( 6 ) را ريسمان كن دراز ، * نه بگسل كه ديگر نبينيش باز چو اقليم ( 7 ) دشمن به جنگ و حصار ، * گرفتى به زندانيانش سپار
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . به سخن شيرين بدانديش منگر و غره مشو . ( 2 ) . كسى جان سالم از خطر بدر ميبرد كه از باب احتياط دربارهء دوستان هم احتمال دشمنى بدهد . ( 3 ) . شوخ : در اينجا به معنى ظريف و زيرك است . در صورتى مىتوان در و گوهر در كيسهء خود نگاه داشت كه همه را جيب‌بر تصور كرد و شخص زيرك ، براى حفظ كالاى نفيس خود ، هر گونه احتياط را رعايت مىكند و به چشم بدبينى در طمع و حرص ديگران مىنگرد . ( 4 ) . هراس . فعل امر از هراسيدن . حاصل بيت آنكه : كسى كه بر امير خود نافرمانى كند و او را سپاس ندارد ، ترا هم سپاس نخواهد داشت ، پس از مكر او بترس - در بعضى نسخه‌ها ترا هم نداند ز روى قياس ضبط شده است : قياس رفتار عاصى را با خود از رفتار او با امير پيشين گير ( 5 ) . سوگند : قسم ، اصل سوگند خوردن به معنى گوگرد خوردن است كه نوعى آزمايش قضايى بوده است . ( 6 ) . نوآموز . . . با نوآموز ارتباط را حفظ كن هرچند كه از دور باشد و چنان ازو نگسل كه ديگر او را باز نبينى مراد ، نوآموز در شنا است . ( 7 ) . چو اقليم دشمن . . مراد اينست كه مملكت دشمن را بعد از فتح به زندانيان آن دشمن بسپار تا كين خود را از دشمنان تو كه بيدادگران بوده‌اند ، به كمال بستانند اين بيت و ابيات قبلى و بعدى ناظر به كتاب آيين است كه رسوم جنگ را بيان كرده و از دوران ساسانى -