تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
اگر گنج قارون بدست آورى ، * نماند مگر آنچه بخشى برى ( 1 ) چو الپ ( 2 ) ارسلان جان به جانانش داد ، * پسر ( 3 ) تاج شاهى به سر برنهاد به تربت سپردنش از تاجگاه * نه جاى نشست است آماجگاه ( 4 ) چنين گفت ديوانه‌يى هوشيار ، * چو ديدش پسر روز ديگر سوار : زهى ملك دوران سر در نشيب ( 5 ) ، * پدر رفت و پاى پسر در ركيب ( 6 ) چنين است گرديدن روزگار ، * سبك‌سير ( 7 ) و بدعهد و ناپايدار چو ديرينه روزى سر آورد عهد * جوان دولتى سر برآرد ز مهد ( 8 ) منه بر جهان دل كه بيگانه‌ييست * چو مطرب كه هر روز در خانه‌ييست
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . بفرض اينكه گنج قارون را بدست بياورى ، براى تو نمىماند ، تنها از آن گنج ، هرچه ببخشى ثمرهء بخشش را كه تحصيل ثواب است با خود به جهان ديگر مىبرى . ( 2 ) . الپ ارسلان : ( شير شجاع ) مكنى به ابو شجاع از پادشاهان سلجوقى ، فرزند چغرى بيك و برادرزادهء طغرل اول ، از سال 455 تا 465 سلطنت كرد . وزارت او را نخست عميد الملك كندرى و پس از او خواجه نظام الملك داشت . ( 3 ) . پسر : مراد جلال الدين ملكشاه بن آلپ ارسلان است كه در 465 تا سال 485 پادشاهى كرده است . ( 4 ) . آماجگاه : هدفگاه تير . مراد مصراع اينست كه در محلى كه نشانهء تير قرار داده‌اند يا پرتاب تير را بجانب آن آزمايش ميكنند ، شخص عاقل هرگز نمىنشيند . آماج ، بمعنى يك بيست و چهارم فرسنگ است . فرسنگ را بر سه ميل و هر ميل را به دو ندا و هر ندا را به چهار آماج تقسيم ميكردند البته معنى دوم در اينجا مراد نيست . ( 5 ) . نشيب : ( با كسر نون ) : لفظ فارسى است در مقابل فراز و بالا . شيب هم به همين معنى است و شيب و نشيب هر دو در اوستا ريشه دارند . ( 6 ) . ركيب : ركاب به صورت ممال . ( 7 ) . سبك‌سير و بدعهد . . . : صفت است براى روزگار . كه زود سير مىكند و در مىگذرد و بر پيمان با كسى نمىماند . ( 8 ) . مهد : ( لفظ عربى ) گاهواره ، جمع آن مهود . مراد بيت چنين است : هنگامى كه دوران نيك‌بختى حاكم پيشين كه روزگارى ديرين حكومت داشته است ، بپايان رسد ، دولت جوانى سر از گاهواره بيرون مىكند ، بعبارت ديگر نسل جديد ، همواره وارث نسل قديم است و بنابراين هر دولت و اقبال كه تصور كنيم ، قابل انتقال است .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 128 | محمد خزائلى