خنك روز محشر تن دادگر ، * كه در سايهء عرش ( 1 ) دارد مقر
به قومى ( 2 ) كه نيكى پسندد خداى ، * دهد خسروى عادل و نيكراى
چو خواهد كه ويران شود عالمى ، * كند ملك در پنجهء ظالمى
سكالند ( 3 ) ازو نيكمردان حذر ، * كه خشم خدايست بيدادگر
بزرگى ازو دان و منتشناس ، * كه زايل شود نعمت ناسپاس
نه خود ( 4 ) خواندهاى در كتاب مجيد ؟ * كه در شكر ، نعمت بود بر مزيد
اگر شكر كردى برين ملك و مال ، * به مالى و ملكى رسى بيزوال
وگر جور در پادشايى كنى ، * پس از پادشايى گدايى كنى
حرامست بر پادشه خواب خوش ، * چو باشد ضعيف از قوى باركش
ميازار عامى ( 5 ) بيك خردله ( 6 ) ، * كه سلطان شبانست و عامى گله
چو پرخاش بينند و بيداد ازو ، * شبان نيست ، گرگست ، فرياد ازو
بدانجام رفت و بد ( 7 ) انديشه كرد ، * كه با زيردستان جفا پيشه كرد
كه سختى و سستى برين ( 8 ) بگذرد * بماند برو سالها نام بد
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . عرش : تخت پادشاهى - بالاترين قسمت آسمان . جمع آن اعراش و عروش .
به معنى سقف و خيمه و سايبان نيز به كار ميرود . بيت اشاره دارد به اين حديث « الحاكم العادل يقوم فى ظل عرش اللّه » .
( 2 ) . به قومى كه . . . : اين بيت ( با بيت پس از آن ) اشاره دارد به حديث شريف « اذا اراد اللّه بقوم خيرا ولى عليهم حلمائهم و اذا اراد بقوم سوء ولى عليهم سفهائهم . . . »
( 3 ) . سكالند : از سكاليدن به معنى انديشيدن . مراد مصراع اينست كه نيك مردان در انديشه حذر از او خواهند بود .
( 4 ) . نه خود خواندهاى . . . : اين بيت اشاره دارد به آيهء مباركهء قرآنى از سورهء ابراهيم« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »اين بيت در نسخه فروغى ضبط نشده و از نسخه ميرخانى نقل گرديده است .
( 5 ) . عامى : شخص عادى .
( 6 ) . خردله : همان خردل است و « ه » غير ملفوظ آن بجاى تاء مربوط عربى است و نشانهء وحدت است .
( 7 ) . بد انديشه كرد : بد و نادرست انديشيد .
( 8 ) . برين : راجع است به زيردست و « برو » راجع است به جفاكننده .