چو بشنيد داناى روشن نفس ، * به تندى برآشفت : كاى تكله بس
طريقت ( 1 ) بجز خدمت خلق نيست * به تسبيح و سجاده و دلق ( 2 ) نيست
تو بر تخت سلطانى خويش باش * به اخلاق پاكيزه درويش باش
به صدق و ارادت ميان بستهدار * ز طامات ( 3 ) و دعوى زبان بستهدار
قدم بايد اندر طريقت نه دم * كه اصلى ندارد دم بىقدم
بزرگان كه نقد ( 4 ) صفا داشتند ، * چنين خرقه ( 5 ) زير قبا ( 6 ) داشتند
حكايت ( 10 ) [ شنيدم كه بگريست سلطان روم . . . . ]
شنيدم كه بگريست سلطان روم ، * بر نيكمردى ز اهل علوم
شرح
( 1 ) . طريقت بجز : قرائت مشهور مصراع چنين است : « عبادت بجز خدمت خلق نيست » اما قول مشهور مردود است ، زيرا مسلما از جانبى عبادت منحصر به خدمت خلق نميباشد و در برخى از عبادات جز قصد قربت به حق هدف ديگرى منظور نيست . از جانبى ديگر تسبيح و سجاده و دلق از متعلقات مختصهء صوفيان است كه اهل طريقتند و مراد سعدى اين است كه اهل طريقت نبايد به ظاهر پردازند و با تسبيح و سجاده و دلق خود را صوفى نمايند و از خدمت به خلق غافل مانند .
( 2 ) . دلق : جامهء ژنده - خرقه .
( 3 ) . طامات : مخفف طامات « با تشديد ميم » مأخوذ است از طامة الكبرى كه در سورهء نازعات به عنوان كنايه از روز قيامت ذكر شده و طامة اسم فاعل است از طم يطم ، به معنى بردارندهء پوست ، شيخ نجم الدين را صوفيان طامة الكبرى و كبرى ناميدند ، زيرا از جهت كرامات و خرق عادات ، او را به روز قيامت همانند ميساختند . به تدريج طامات تغيير معنى داد ، در مرحلهء اول به معنى كرامات و اوراد سالكان استعمال شد و پس از آن در معنى ظاهرسازى صوفيانه براى فريفتن ديگران به كار رفت و در اينجا معنى اخير مراد است .
( 4 ) . نقد صفا : راجع به صفا و خرقه رجوع شود به شرح گلستان ( ذيل كلمهء صوفى ) .
( 5 ) . چنين خرقه : در بعضى نسخهها « خشن خرقه » آمده است .
( 6 ) . قبا : مخفف قباء كلمهء عربى جمع آن اقبيه ، لباس توانگران و متعينان بوده است .
مراد شيخ آنست كه دارندگان صفا و پاكان و بىغش ، خرقه را در زير قبا مىپوشيدند و با وجود تجمل و تعين ، درويشى هيورزيدند . حضرت صادق عليه السلام فرمود « البس و تجمل ان اللّه جميل و يحب الجمال و ليكن من حلال » .
ترجمه : « لباس زيبا بپوش ، خداوند زيباست و زيباست و زيبائى را دوست دارد لكن بايد جامه و زيور از مال حلال آماده شود » .